زكيّه ) بيعت كرديم و از شما مىخواهيم كه شما هم براى پيشرفت كار ، بيعت كنيد .
زيرا شما موقعيت و شيعيان زيادى داريد » . عمرو بن عبيد به نمايندگى از بقيه با امام عليه السلام صحبت مىكند . سپس امام عليه السلام با سؤالاتى ، تناقضات حرفهاى او را بيان مىفرمايند و اختلافات حرف و عمل او را ذكر مىفرمايند . و خيلى شديد آنها را مىكوبند . و ثابت مىكنند كه شما و آن كسى كه مرا به بيعت با او دعوت مىكنيد مايه علمى نداريد و ندارد .
در لابلاى اين بحث ، امام عليه السلام مىفرمايند « در جنگ با مشركين چه مىكنيد » و عمرو بن عبيد در پاسخ مىگويد : « به اسلام دعوت مىكنيم و الّا جزيه مىگيريم » .
امام عليه السلام مىفرمايد « ان كانوا مجوساً ليسوا بأهل الكتاب ؟ » و عمرو در پاسخ مىگويد « سواء » . در ادامه امام عليه السلام مىفرمايند ؟ « فَهُم و الذين لم يعطوا الكتاب سواء » . و عمرو در پاسخ مىگويد « نعم » . امام عليه السلام مىفرمايد « عَمَّن أخذت ذا » . قال « سمعت الناس يقولون » .
قال عليه السلام « فدع ذا » .
خلاصه در اين روايت ، نفى اهل كتاب بودن مجوس را مىكند . و نفى مساوات آنها با اهل كتاب در حكم جزيه . البته تقريباً از مسلمات فقه است كه از مجوس جزيه گرفته مىشود و حكم يهود و نصارى را دارند ، فقط از عمانى نقل شده است كه قبول نكرده است . و نخواسته قبول كند . اما اين روايت ، جزيه از مجوس را نفى كرده است و لذا نياز به توجيه دارد . به نظر مىرسد اين روايت مىخواهد نفى مايه علمى از اين جمع بكند و نيز از كسى كه دعوت به بيعت با او مىكنند . اشكال حضرت اين است كه آيه قرآن جزيه را فقط از اهل كتاب مىگويد بايد گرفته شود و مجوس غير اهل كتابند . جواب اشكال هم اين است كه سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله در حكم ، مجوس را مانند اهل كتاب مىداند ، چون پيغمبر فرموده : « سنوا بهم سنة اهل الكتاب » و حضرت مىخواهد بفهماند كه اين جمع از قرآن و سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله اطلاع كافى نداشتند .
سند اين حديث هم صحيح است . على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى عمير عن
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5263
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٥٢٦٣