ب ) بررسى اجماعات
مرحوم شيخ در خلاف ، در اين مسأله « بلا خلاف » تعبير مىكند يعنى بلا خلاف بين المسلمين . ظاهر معناى بلا خلاف اين است كه فقط در بين فقهايى كه اين مسأله را عنوان كردهاند اختلافى نيست و به حسب ظاهر ، دليل بر اجماعى بودن مسأله نزد همه فقها نمىباشد . اما چون اين از مسائل مورد ابتلاء و عام البلوى است كه طبيعتاً همه فقهاء آن را مطرح مىكنند ، بلا خلاف با اجماع در اين مسأله يكى است و تفاوتى ندارد .
همچنين شيخ در نهاية و راوندى در فقه القرآن عدم جواز نكاح مجوسيه را اجماعى دانستهاند ، تذكره نيز دعواى اجماع كرده كه مرادش اجماع بين المسلمين است .
ولى آنچه كه بايد مورد توجه قرار داد اين است كه اين اجماعات با جواز نكاح انقطاعى با مجوسيه منافات ندارد ، زيرا با دقت در كلمات مجمعين معلوم مىشود كه اين اجماعات نسبت به عقد دائم است نه انقطاع . چون خود مرحوم شيخ در نهاية فتوى به جواز انقطاع مىدهد ، علامه هم در تذكره بعد از نقل اجماع ، يك نفر از فقهاى عامه به نام ابو ثور را استثناء مىكند كه معلوم مىشود كلام او ناظر به دوام است چون عامه متعه را قبول ندارند . سپس تصريحاً مىگويد از روايات ما ، جواز انقطاع آن استفاده مىشود . وى در كتب ديگرش نيز فتوا به جواز مىدهد .
قطب راوندى هم عيناً همان عبارت شيخ در تبيان را با همان الفاظ ذكر كرده كه معلوم مىشود معقد اجماع نزد او مانند شيخ ، در خصوص عقد دائم است « 1 » .
به علاوه چون اين اجماعات و اتفاقات با توجه به محيط اسلامى و آنچه كه ما
هامش
( 1 ) - البته فقه القرآن بعضى از غلطهاى موجود در عبارت تبيان را تصحيح نموده است . عبارت تبيان چنين است : فاما المجوسيه فلا يجوز نكاحها اجماعاً و الذى لا يجوز ان يتزوج مسلمة اجماعاً و امراحاً و اجباراً . تبيان ، ج 2 ، ص 218 و تصحيح شده آن در فقه القرآن چنين مىباشد : و اما المجوسيه فلا يجوز نكاحها اجماعاً و الذي لا يجوز ان يتزوج مسلمة اجماعاً ايضاً و قرآناً و اخباراً ؛ فقه القرآن ، ج 2 ، ص 76 .