مرحوم آقاى خويى اشكال سندى در اين دو روايت دارند ولى ما سند را تمام دانستيم .
روايت اول تصريح نموده كه رضاى محرم ، آن است كه شكم كودك پر شود و روايت دوم مىگويد : آن رضاعى كه سبب انبات لحم و اشتداد عظم است اين گونه مىباشد ، يعنى شكم كودك بايد پر شود . ظاهر روايت دوم ، صحبت از حكم فقهى ( نشر حرمت ) نيست ، و لكن با ضميمه روايات ديگر استفاده مىشود كه آنچه نشر حرمت مىكند چنين رضاعى است نه رضاع ناقص . و گرنه اگر بگوييم حضرت مىخواهند اطلاع دهند كه شير سبب چاقى و رشد استخوان مىشود و نظر به ملاك نشر حرمت ندارند مطلبى است كه مربوط به وظيفه امام نمىباشد .
بررسى دلالت روايت اول :
ظاهر ابتدايى روايت اين است كه اگر كمال رضعه نباشد علم به حصول انبات حاصل نمىشود ، ولى همانطور كه صاحب جواهر و ديگران گفتهاند اين خلاف وجدان است ؛ چون اگر كسى طفلى را مثلًا دو سال شير داد و شيرها ناقص بود نمىتوان گفت : تمام اين مدت هيچ اثرى نگذاشته و مصداق قطعى براى انبات لحم و اشتداد عظم حاصل نشده ، زيرا عرف زير بار نمىرود و وجداناً مطلب درستى نيست . و اگر چيزى از روايت بر خلاف واقع بود نبايد آن را طرح كرد بلكه بايد با توجه به اين قرينه روايت را معنا نمود و در اينجا مىدانيم كه سير شدن براى مطلق انبات لحم و اشتداد عظم لازم نيست پس اگر معتبر باشد براى رشدى است كه از پانزده رضعه يا يك شبانه روز حاصل مىشود يعنى براى اين كه 15 رضعه يا رضاع يوم و ليله موجب انبات لحم و اشتداد عظم شده در نتيجه نشر حرمت كند ، بايد كودك به مقدار سيرى ، شير بخورد . به عبارت ديگر معيار اصلى نشر حرمت انبات لحم و اشتداد عظم است و رضاع يوم و ليله و 15 رضعه از آن جهت موجب نشر حرمت مىشود كه باعث رشد كودك مىگردد و اين روايت سير شدن را شرط رشد كودك دانسته ، در حالى كه به طور قطع مىدانيم رضاع طولانى موجب رشد كودك مىشود هر چند كودك شير كامل نخورد لذا اين روايت را چنين معنى مىكنيم كه 15 رضعه يا يك شبانه روز در صورتى موجب رشد شده نشر حرمت مىكند كه