تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4091

مساهمون:

ص٤٠٩١

11 / 3 / 1381 شنبه درس شمارهء ( 439 ) كتاب النكاح / سال چهارم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

بحث در اين مسأله بود كه آيا ولايت جدّ بعد از فوت پدر هم باقى است يا خير ؟ برخى از ادلهء قائلين به بقاء ولايت جد را در جلسه گذشته بررسى كرديم در اين جلسه به ادامهء بررسى ادلهء آنها پرداخته و متقابلًا ادلهء قائلين به اشتراط حيات پدر را مطرح كرده و مورد نقد و بررسى قرار مىدهيم . * * *

الف ) ادلهء قائلين به ولايت جد حتى در فرض فقدان پدر

مشهور بسيار قوى بين قدماء در ولايت جدّ حيات پدر را شرط دانسته‌اند ، در ميان متأخرين هم صاحب مستند ، صاحب وسائل و كاشف اللثام اين رأى را پذيرفته‌اند البته از زمان ابن ادريس به بعد شهرت بسيار قوى بر عدم اشتراط قائم شده است ، بحث ما در بررسى ادلّه‌اى بود كه بر عدم شرطيت استدلال كرده‌اند . عرض كرديم روايت على بن جعفر كه تعبير كرده‌اند « تو و پدرت مال جدّت هستيد » اطلاقش شامل صورتى هم كه پدر در قيد حيات نباشد ، مىشود اما ادلّهء ديگرى كه مورد استناد قرار گرفته :

1 - روايت اول : [ روايتى كه شيخ طوسى و ديگران نقل كرده‌اند ]

الشيخ الطوسى عن الحسن بن محبوب عن على بن رئاب عن ابى بصير ، و علاء بن رزين عن محمد بن مسلم ، كلاهما عن ابى جعفر عليه السلام قال : سألت ابا جعفر عليه السلام عن الذي بيده عقدة النكاح فقال : هو الاب و الأخ و الموصى اليه و الذى يجوز امره فى مال المرأة من قرابتها يبيع لها و يشترى ، قال : فأيّ هؤلاء عفا فعفوه جائز فى المهر اذا عفا عنه . « 1 »
هامش
( 1 ) - جامع الاحاديث 25 / 205 ، باب 54 از ابواب التزويج ، حديث دوم و سائر احاديث باب 54 ، وسائل الشيعة ، 20 / 283 ، باب 8 از ابواب عقد النكاح ، حديث پنجم و چهارم .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4091 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز