دو كتاب نيز ناظر به عقد سلبى قضيه است يعنى اگر غير از پدر و جدّ كسى عقدى براى دختر منعقد سازد منوط به رضايت دختر دارد ، ولى ناظر به اين جهت كه ولايت پدر و جدّ به طور مطلق ثابت است يا شرطى براى ولايت آنها هست ، نمىباشد ، بخصوص ناصريات كتابى است كه فقط مسائل اختلافى را مطرح نموده و بناى بحث در همه فروعات را نداشته است و ظاهراً در اين مسأله نيز فقط ناظر به رأى عامه است كه علاوه بر ولايت جد و اب ، در طول ولايت آنها براى برادر و و عمو و عموزاده نيز ولايت قائلند . سيد مرتضى در اين مسأله خواسته است ولايت غير اب و جد را نفى نمايد بنابراين ، اهمال و سكوت اين كتاب از عدم ذكر شرطيت حيات اب در ولايت جدّ چندان ظهور قوى در نفى اشتراط ندارد . و همچنين كتاب مقنعه نيز از كتب مفصله و مبسوط نيست و به ندرت فروع مسائل را مورد بحث قرار مىدهد ، بر اين اساس سكوت اين كتاب نيز از مسأله شرطيت حيات اب چندان كاشف از عدم اشتراط نيست زيرا ممكن است عدم ذكر اشتراط به اين دليل بوده كه نخواسته است وارد فروع مسأله بشود . بنابراين با توجه به آنچه گفته شد ، اين دو كتاب با اينكه يك نحو اطلاق و ظهورى در عدم اشتراط حيات اب براى ولايت پدر دارند اما اين ظهور چندان قوى نمىباشد و به طور روشن اين احتمال را كه مؤلفين اين دو كتاب قائل به شرطيت باشند ، نفى نمىكند .
و اما عبارت مراسم صدر و ذيلى دارد . صدر عبارت مراسم كه ظهور در اطلاق و عدم اشتراط حيات اب دارد و مطلقا براى جد ولايت قائل است اما ذيل عبارت كه مىفرمايد « الا ان اختيار الجد مقدم على اختيار الاب و عقده امضى » ممكن است توهم شود كه ولايت اب منحصر به زمان حيات اب است و اين ذيل قرينه بر اين است كه مراد از صدر نيز تضييق و انحصار ولايت جد به زمان حيات اب است . احتمالًا كاشف اللثام و صاحب رياض و صاحب جواهر كه صاحب مراسم را قائل به اشتراط دانستهاند نظر به ذيل عبارت مراسم داشتهاند و اما كتاب مختلف و كتابهاى بعدى كه نظر صاحب مراسم را عدم اشتراط مىدانند ظهور و اطلاق صدر را مدّ نظر
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4087
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤٠٨٧