1 ) نقل و نقد نسبت شهرت به قدماء بر عدم اشتراط
به مشهور نسبت داده شده كه گفتهاند ولايت جد بعد از فوت پدر نيز باقى بوده ، در حال حيات و ممات پدر ، جد ولايت دارد . و حتى برخى كلمات به گونهاى تعبير شده كه گويا به جز شيخ طوسى در كتاب نهايه ، مخالفى با نظر مشهور وجود ندارد .
در حقيقت اين ادعايى شبيه به ادعاى اجماع است . ابن فهد در مهذب البارع ، شهيد ثانى در مسالك ، و صاحب حدائق در كتابش از جمله كسانى هستند كه فقط ادعاى شهرت در مسأله بقاء ولايت كردهاند . صاحب رياض فرموده : اشهر اين است كه جدّ بعد از فوت پدر هم ولايت دارد . اما عدهاى ديگر پا را از اين فراتر نهاده ، ادعايى شبيه به اجماع دارند مثلًا ابن ادريس ادعاى « لا خلاف » كرده است و كاشف الرموز و شهيد اول ، فقط شيخ طوسى در كتاب نهايه را مخالف مشهور ذكر كردهاند از كلمات آنها استفاده مىشود كه حتى خود شيخ طوسى در ديگر كتابهايش بر طبق نظر مشهور فتوا داده است . و عدهاى نيز فقط نسبت به كتاب نهاية سخن گفته و شيخ را در نهايه مخالف مشهور معرفى كردهاند اما چيزى در مورد ديگر كتابهاى شيخ نفياً و اثباتاً مطرح نكردهاند . فاضل مقداد مىگويد ، عليه الفتوى و عدم اشتراط حيات پدر را به فتواى اصحاب نسبت داده است . و فيض در مفاتيح قول به اشتراط را قولى شاذ مىداند .
براى تكميل اين مقال ، به بررسى بيشتر پرداخته ، نظرات فقهاء از زمان ابن ادريس به بعد را نيز مورد تتبع قرار داديم و نظر همه فقهاء از آن زمان ، ( به استثناى كتاب كشف اللثام و مستند نراقى ) عدم اشتراط حيات پدر است . محقق در شرايع و نافع ، شاگرد محقق فاضل آبى در كشف الرموز ، يحيى بن سعيد در جامع ، علامه در قواعد و تذكره و تحرير و ارشاد و تلخيص و ظاهر تبصره ، فخر المحققين در ايضاح ، همشيره زاده علامه سيد عميد الدين در كنز الفوائد ، شهيد اول در غاية المراد ، فاضل مقداد در تنقيح ، ابن فهد در المهذب البارع ، شيخ مفلح صيمرى در غاية المرام ، محقق كركى در جامع المقاصد ، شهيد ثانى در مسالك ، صاحب مدارك در نهاية