تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4085

مساهمون:

ص٤٠٨٥
المرام ، فيض در مفاتيح ، سبزوارى در كفايه ، صاحب جواهر ، صاحب رياض ، صاحب حدائق در اين كتابها ، و مجلسى اول در روضة المتقين كسانى هستند كه بعد از ابن ادريس بر طبق نظر مشهور فتوا داده‌اند و فقط نراقى در مستند و كاشف اللثام در كشف اللثام بر خلاف نظر مشهور ، قائل به اشتراط ولايت جد به حيات پدر شده‌اند .

نقد استاد دام ظله نسبت به ادعاى شهرت :

آنچه كه در مورد نظر فقهاء قبل از زمان ابن ادريس بيان شد بر اساس نقل‌هايى بود كه در كتب مختلف از نظرات فقهاء قبل از زمان ابن ادريس شده است . اما مراجعه به اصل آن مدارك و كتب قبل از زمان ابن ادريس مطلب را به گونه‌اى ديگر آشكار مىسازد . مراجعه به مدارك اصلى قدماء نشان مىدهد كه نسبت‌هايى كه به آنها داده شده با كلماتشان تطبيق نمىكند و حتى يك نفر ، قبل از ابن ادريس صراحتاً قائل به عدم اشتراط حيات پدر براى ولايت جد نشده است و بنابراين ، نسبت شذوذ به قول اشتراط شهرتى بسيار قوى داشته ، چيزى شبيه به امرى مسلّم است . تقريباً يازده نفر از فقهاء در شانزده كتاب قبل از زمان ابن ادريس « 1 » براى ولايت جد قائل به شرطيت حيات پدر مىباشند . فقهاى بزرگ و به نام قبل از زمان ابن ادريس حتى يك نفر صريحاً قائل به عدم اشتراط حيات پدر و بقاء ولايت جد بعد از فوت پدر نمىباشد و بلكه صريحاً حيات پدر را شرط ولايت جد قرار داده‌اند . تنها ظاهر سه كتاب ، بقاء ولايت جد است ( ظهورى كه محل تأمل است ) 1 - از ابن جنيد كه كتابهايش در دسترس نيست نقل شده است كه قائل به اشتراط است . 2 - صدوق در هدايه و در من لا يحضره الفقيه ، 3 - شيخ طوسى در تمام كتابهايش ، تهذيب و استبصار و خلاف و مبسوط و نهايه به طور صريح قائل به اشتراط شده‌اند و حتى شيخ طوسى در خلاف ادعاى اجماع بر اشتراط دارد . 4 - أبو الصلاح حلبى در كافى ، 5 - ابن براج در مهذب صراحتاً قائل به اشتراط شده‌اند . 6 - شهيد اول در غاية المراد از شيخ سليمان صهرشتى كه كتاب او
هامش
( 1 ) - شايد يكى از اين شانزده كتاب مربوط به عصر ابن ادريس باشد .