تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4076

مساهمون:

ص٤٠٧٦

5 ) روايت عبد الحميد بن عوّاض عن عبد الخالق

كه صدوق در فقيه آن را نقل كرده « 1 » و مضمونش مشابه روايت قبل است .

نقد كلام مرحوم آقاى خويى رحمه الله توسط استاد مد ظله :

اولًا : همچنان كه گذشت - علاوه بر صحيحهء حلبى روايات صحيح السند ديگرى نيز وجود دارد كه براى استقلال دختر ، ازدواج قبلى او را نيز لازم دانسته است و حد اقل يكى از اين روايات ( صحيحهء عبد الله بن سنان ) به نظر مرحوم آقاى خويى نيز - بدون شبهه - صحيحه است و به نظر ما برخى از روايات ديگر هم معتبرة است . ثانياً : اين رواياتى كه معارض روايت على بن ابى حمزه هستند ، صراحت در اين جهت دارند كه ازدواج دختر در مستقل شدنش دخالت دارند ، و مرحوم آقاى خويى حتى ظهور اين روايات را هم منكر هستند و مىفرمايند قيد « بعد ان تكون قد نكحت رجلا قبله » قيد غالبى بوده حضرت با اين عبارت تنها مورد سؤال را دوباره تكرار كرده‌اند و نكتهء زائدى را متذكر نشده‌اند ، توضيح اين اشكال مبتنى بر اين است كه ببينيم اصولًا وجه آوردن قيود غالبى در كلام چيست ؟ آيا قيود غالبى احترازى بوده و دلالت بر مفهوم دارند يا خير ؟ معروف است كه « قيود يا اوصاف يا شرائط غالبى دلالت بر مفهوم ندارد و مقيد ساختن موضوع به آن به جهت غالبى بودن آن است و به اين منظور نيست كه اگر موضوع همراه با چنين قيدى نباشد و حكم هم منتفى است » اين كلام على كليته صحيح نيست زيرا ذكر قيد يا شرط علل مختلفى دارد :

جهت اول : بيان موضوع واقعى حكم .

گاهى حكم واقعى روى طبيعت موضوعى - على كليته - رفته ليكن چون عنوان مأخوذ در اين موضوع روشن نيست لذا به منظور معرفى موضوع ثبوتى يكى از قيود و خصوصياتى كه در موضوع واقعى غالباً وجود دارد مىآورند ، مثلًا اگر براى
هامش
( 1 ) وسائل 20 / 268 ، باب سابق ، ح 2 - جامع الاحاديث 25 / 187 - باب سابق ذيل ح 2