تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4063

مساهمون:

ص٤٠٦٣

پىگيرى تحقيق دربارهء معناى مراد از بكر :

1 ) بيان مرحوم آقاى خويى رحمه الله :

ايشان مىفرمايند : بكر كسى است كه مدخوله نباشد و مستفاد از آيهء شريفهء
« إِنَّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً »
در سوره الرحمن به ضميمهء آيهء مباركهء
« فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ »
در سورهء واقعه نيز همين است . زيرا واضح است كه آيه :
« لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ »
، ناظر به آيه :
« فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً »
و در صدد تفسير باكره بودن حورالعين است و اين مطلب به روشنى از آيات قبل و بعد اين دو آيه ظاهر مىباشد . علاوه بر آن ، ظاهر لغت و عرف و نيز صراحت صحيحه على بن جعفر بر اين مطلب دلالت دارد كه بكر كسى است كه مدخوله نباشد . « 1 » على بن جعفر عن اخيه موسى بن جعفر عليه السلام قال : « سألته عن الرجل هل يصلح له ان يزوج ابنته به غير اذنها ؟ قال : نعم ليس يكون للولد امرٌ الا ان تكون امرأة قد دخل بها قبل ذلك ، فتلك لا يجوز نكاحها الا ان تستأمر » « 2 » اين روايت شارح روايت متعددى است كه ملاك استقلال را ثيبوبت قرار داده و از اينجا معلوم مىشود كه منظور از ثيب در رواياتى كه باكره بودن را معيار قرار داده زنى است كه مدخول بها باشد - بالنكاح يا بالزنا يا بالشبهه - و در مقابل آن باكره كه مستقل در نكاح است زنى است كه مدخول بها نباشد - هر چند بر اثر حوادثى چون پرش پردهء بكارتش زائل شده باشد -

2 ) نقد استاد مد ظله :

اولًا : گرچه آيه اول ظاهر در اين معناست كه كسى با حورالعين تماس نگرفته و آنان مدخوله نيستند ، ليكن هيچ دليلى در دست نيست كه مدخوله نبودن آنها تفسير
هامش
( 1 ) مبانى ، ج 2 ، ص 271 - 270 ( 2 ) وسائل 20 / 286 ، باب 9 از ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ح 8 . جامع الاحاديث 25 / 190 ، باب 50 از ابواب التزويج ح 8