ذيل اين روايت يعنى جمله « و يجوز عليها تزويج الأب و الجد » دلالت بر استقلال جدّ همانند استقلال پدر بر دختر دارد . « 1 »
2 ) معتبره عبيد بن زراره :
الحسين بن سعيد عن النضر بن سويد عن القاسم بن سليمان عن عبيد بن زرارة عن ابى عبد الله عليه السلام قال : اذا زوّج الرجل ابنة ابنه فهو جائز على ابنه قال و لابنه ايضا ان يزوّجها ، فان هوى ابوها رجلًا و جدّها رجلًا فالجدّ اولى بنكاحها و لا تستأمر الجارية فى ذلك اذا كانت بين ابويها ، فاذا كانت ثيباً فهى اولى بنفسها » « 2 »
بررسى سند حديث : در سند اين حديث بحثى نيست مگر در مورد قاسم بن سليمان ، كه درباره وى توثيق صريحى در كتب ذكر نشده است و ليكن - علاوه بر اين كه دو نفر از اجلّا از اصحاب اجماع يعنى « حماد بن عيسى » و « يونس بن عبد الرحمن » از او اخذ حديث كردهاند - كتاب وى را نضر بن سويد نقل مىكند ، نجاشى درباره نضر مىگويد : ثقة صحيح الحديث ، تعبير « صحيح الحديث » ناظر به اين است كه وى هر حديثى را نقل نمىكرده ، بلكه احاديث معتبر را روايت كرده ، بنابراين ظاهر نقل كتاب قاسم بن سليمان توسط نضر بن سويد ، متعهد بودن قاسم بن سليمان است .
از جهت دلالت نيز اين روايت ، دلالت بر استقلال انحصارى پدر و جدّ بر باكره دارد و صريحاً اعتبار استيذان از دختر را نفى مىكند در جمله « و لا تستأمر الجارية . . . » كه در ذيل حديث آمده است مراد از « جارية » صغيره نيست زيرا صغيره اگر بين ابوين نيز نباشد ، استئمار در مورد او نيست چرا كه صلاحيت استئمار ندارد . بلكه
هامش
ابواب عقد النكاح ، ح 2 .
( 1 ) استاد - مد ظلّه - در جلسات آينده در اطلاق اين روايت مناقشه مىكنند .
( 2 ) جامع الاحاديث 25 : 198 / 36861 ، همان باب ، ح 15 ، وسائل 20 : 291 / 25655 ، همان باب ، ح 7 ، و ذيل روايت در ص 271 / 25606 ، باب 3 از ابواب عقد النكاح ، ح 13 .