30 / 2 / 1381 دوشنبه درس شمارهء ( 432 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
در جلسه پيش تعدادى از روايات ناسازگار با فرمايش صاحب جواهر ( استقلال انحصارى بكر ) و فرمايش آقاى خويى ( تشريك ) از جمله صحيحهء حلبى را خوانديم و عرض كرديم : اين روايت گرچه دلالت بر استقلال پدر و جواز و صحّت نكاح او - حتى در صورت كراهت و عدم رضايت دختر - دارد ، ليكن در مورد اينكه آيا دختر حق دارد شخصاً اقدام به ازدواج كند يا نه ؟ ساكت است . توجيه صاحب جواهر در مورد جمله « جاز نكاحه » را نيز - كه آن را به معناى « لا ينبغى لها معارضة أبيها » و « انّ اللائق بها ايثار رضا أبيها على رضاها و محبّتها » گرفتهاند « 1 » - غير عرفى دانستيم .
در اين جلسه ، تعداد ديگرى از اين روايات را كه برخى از آنها با كلام هيچ يك از آن دو بزرگوار تطبيق نمىكند و بعضى نيز تنها مغاير با نظر صاحب جواهر است مورد بررسى قرار مىدهيم .
* * *
الف ) پىگيرى بررسى رواياتى كه با نظر صاحب جواهر ( استقلال انحصارى باكره ) و آقاى خويى ( تشريك ) ناسازگار است :
1 ) صحيحه محمد بن مسلم :
محمد بن يعقوب الكلينى عن محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن على بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن احدهما عليهما السلام قال : لا تستأمر الجارية اذا كانت بين
هامش
( 1 ) جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 182 .