تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3938

مساهمون:

ص٣٩٣٨
ولى اشكال در دلالت روايت نادرست به نظر مىآيد ، چون عامه ، حديثى را از پيامبر نقل كرده‌اند كه « لا نكاح الّا بولى و شاهدين » و از آن اشتراط ولى دختر فهميده‌اند ، در چنين محيطى از روايات جعفريات نيز چنين معنايى برداشت مىگردد . ان قلت : روايت جعفريات از حضرت امير عليه السلام نقل شده و معلوم نيست كه در زمان آن حضرت چنين تفاهم عرفى موجود بوده است . « 1 » قلت : با فرض عدم وجود اين تفاهم در زمان حضرت امير عليه السلام اين روايت از امام كاظم عليه السلام نقل شده ، در زمان امام كاظم عليه السلام بىترديد از اين روايت ، ولى دختر فهميده مىشده ، بنابراين اگر از ضعف سند روايت چشم بپوشيم و صدور روايت از امام كاظم عليه السلام ثابت گردد ، اشكالى در دلالت روايت نيست .

2 ) روايت سعدان :

محمد بن على بن محبوب عن العباس عن سعدان بن مسلم قال قال ابو عبد الله عليه السلام : لا بأس به تزويج البكر اذا رضيت من غير اذن أبيها « 2 »

بحث سندى

محمد بن على بن محبوب از دو نفر عباس نام روايت نقل مىكند كه هر دو ثقه هستند : يكى عباس بن معروف و ديگرى عباس بن موسى ورّاق ، ولى آن كه واسطه بين محمد بن على بن محبوب و سعدان است ، عباس بن معروف مىباشد و ورّاق از سعدان روايت نمىكند ، به هر حال در صحت اين سند بحثى نيست .
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) البته عامه اشتراط ولى را در نكاح دختر به آن حضرت نسبت داده ( مغنى ابن قدامه 7 : 337 ) آنها آن را از عمر ، ابن مسعود ، ابن عباس ، ابى هريره هم روايت كرده‌اند ، ولى صحت چنين نقلهايى ثابت نيست . به هر حال تعبير « لكن تزوّجها بشاهدين » در سؤال و تعبير « انّما جعل الولى » در پاسخ امام عليه السلام نوعى حكومت و نظارت اين روايت را بر حديث نبوى فوق مىرساند . ( 2 ) وسائل 20 : 285 / 2564 ، باب 9 از ابواب عقد النكاح ، ح 4 ، جامع الاحاديث 25 : 189 / 36832 ، باب 50 از ابواب التزويج ، ح 5 .