ج ) كلامى از مرحوم نراقى و نقد آن توسط استاد مد ظله :
مرحوم نراقى در مستند كلامى دارند ، ايشان در مقام اشكال به استدلال كسانى كه به رواياتى براى استقلال بكر تمسك نمودهاند مىفرمايد : در كثيرى از اين روايات لفظ « المرأة » آمده است در حالى كه صدق اين كلمه بر باكره محل نظر است بلكه بعضى گفتهاند كه اين لفظ مختص به ثيّب است چنانچه بعضى از روايات آتيه نيز به آن اشعار دارد . « 1 »
و ليكن اين كلام ناتمام است و با مراجعه به قرآن كريم و روايات ديگر ، معلوم مىشود كه لفظ « المرأة » اختصاص به ثيّب ندارد در آيات ارث مىفرمايد
« وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ »
« 2 » در اينجا اگر مورث مرأة باشد لزومى ندارد كه حتماً ثيّبه باشد بلكه شامل باكره نيز مىشود و يا در باب شهادت مىفرمايد « فان لم يكونا رجلين فرجل و امرأتان ممن ترضون من الشهداء » « 3 » و يا در داستان دختران حضرت شعيب مىفرمايد :
« وَ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمُ امْرَأَتَيْنِ تَذُودانِ »
« 4 » كه واضح است كه دختران حضرت شعيب شوهر نكرده بودند تا ثيبه باشند .
اما اينكه مرحوم نراقى فرمود بعضى از روايات آتيه نيز اشعار به اين مطلب دارد .
ما كه به روايات آتيه در كلام ايشان نگاه كرديم تنها روايتى كه ممكن است مورد نظر ايشان باشد روايتى است كه در كتاب على بن جعفر وارد شده كه در ذيل آن اينچنين آمده : « ليس يكون للولد أمر الّا ان تكون امرأة قد دخل بها قبل ذلك . . . » « 5 » و ليكن با تأمل در اين روايت نيز معلوم مىشود كه « مرأة » اختصاصى به ثيب ندارد . در اين روايت حضرت كأن مرأة را دو قسم نمودهاند گاهى مدخوله است و گاهى غير مدخوله و
هامش
( 1 ) مستند الشيعة 16 / 112 .
( 2 ) نساء / 12 .
( 3 ) بقره / 282 .
( 4 ) قصص / 23 .
( 5 ) الوسائل ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ، ب 9 ، ح 8 .