تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3899

مساهمون:

ص٣٨٩٩
در آن ابراهيم بن هاشم قرار دارد از گروهى از فقهاء اصحاب امام باقر عليه السلام ، الفضيل و محمد بن مسلم و زرارة و بريد بن معاوية العجلى از آن حضرت نقل شده است . شهيد ثانى در مسالك اين روايت را صحيحه نمىداند ، زيرا در سند روايت در كافى ابراهيم بن هاشم ديده مىشود كه سابقين او را از ممدوحينى مىشمردند كه توثيقى در كتب رجال درباره او نيامده است ، لذا روايات او را حسنه قلمداد مىكردند و در مقام تعارض با روايتى كه صحيحه باشد ، روايت صحيحه را بر آن ترجيح مىدادند ، ولى صاحب مدارك به كلام جدّ خود شهيد ثانى ايراد گرفته كه اين روايت را بايد صحيحه خواند ، چون هر چند طريق كلينى به اين روايت حسنه است ، ولى همين روايت را شيخ صدوق در كتاب من لا يحضره الفقيه به طريق صحيح نقل كرده است لذا بايد روايت را صحيحه خواند .

2 ) توضيح كلام صاحب مدارك رحمه الله :

گفتنى است كه در جايى كه چند نفر در عرض هم در سلسله سند قرار داشته باشد ، يا چند طريق هم عرض براى روايت وجود داشته باشد ، ارزيابى كلى روايت تابع وصف بالاترين شخص هم عرض و بهترين طريق هم عرض مىباشد ، بر خلاف افرادى كه در طول يكديگر روايتى را نقل مىكنند كه وصف كلى سند تابع اخسّ افراد ( پايين‌ترين افراد ) مىباشد و در ما نحن فيه كه يك طريق حسنه و طريق ديگر صحيحه است ، قهراً روايت صحيحه خواهد بود . در توضيح كلام صاحب مدارك مىافزاييم كه مراد ايشان از اين كه روايت به نقل صدوق صحيحه است طريق صدوق به زراره است كه وسائطش همه ثقاتند نه طريق وى به فضيل بن يسار يا ديگر فضلاء ، زيرا با مراجعه به مشيخه فقيه در مىيابيم كه طريق صدوق به فضيل بن يسار و نيز طريق ايشان به محمد بن مسلم را
هامش
اين تعبير ، در كتب فقهى ديده مىشود و در اصل كتب حديثى چنين وصفى وجود ندارد .