پرش به محتوای اصلی

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحه 3884

پدیدآورندگان:

ص۳۸۸۴
را كه وى مقتضى براى تحقق نكاح باشد . بنابراين عمده اطلاق كلام است . و به بيان ديگر ما مىدانيم مراد از اينكه آيه مىفرمايد
« حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ »
استقلال زن در ازدواج با مرد ديگر و لو اينكه آن مرد قبول نكند نيست چون در تحقق نكاح صحيح - كه مورد بحث است - قبول مرد شرط است پس مراد از استقلال اين مقدار نيست اما بيش از اين مقدار و اعتبار اذن ولىّ محل شك است و مقتضاى اطلاق عدم اعتبار است .

4 ) پاسخ استاد مد ظله از استدلال به آيه « حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ »

و
« فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ »
: حاصل استدلال به اين دو آيه اين شد كه چون
« تَنْكِحَ »
در آيه اول و همچنين فانكحوا در آيهء دوم مطلق مىباشند و شامل باكره مىشوند و نيز مطلق هستند و اذن ولى را شرط نمىدانند . و ليكن به نظر مىرسد اين اطلاق تمام نيست و اين آيات در مقام بيان اصل تزويج بوده و ناظر به شرائط معتبر در صحت نكاح نمىباشند و به بيان ديگر ، اين كه مىفرمايند
« حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ »
يا
« فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ . . . »
يعنى همراه با در نظر گرفتن شرائط عامّه معتبر در صحت نكاح و لذا مثلًا نمىتوان به اطلاق اين آيه براى نفى اعتبار عربيت در صيغهء عقد يا نفى اعتبار شرط اسلام و مانند آن تمسك نمود . بنابراين ممكن است يكى از شرائط عامه در باب صحت ازدواج باكره اذن ولى باشد . پس نمىتوان با اطلاق اين جهت را نفى كرد .

ب ) عدم جواز رجوع به « عدم قول به فصل » در محل كلام و ردّ فرمايش صاحب جواهر :

صاحب جواهر پس از آنكه دلالت آيات را حد اقل براى بعضى از افراد محل بحث يعنى نسبت به باكرهء مدخولهء دبراً تمام مىداند آنگاه نسبت به ساير افراد با
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحه 3884 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز