اولى عرف چنين استفاده مىكند كه در باب نكاح نيز اشارهء اخرس كافى باشد . لذا در روايات باب حج نيز آمده است « تلبيهء » اخرس با اشاره كفايت مىكند ، با اينكه در آنجا نيابت نيز فى الجملة مشروع است و ليكن الزامى در نايب گرفتن نيست .
و مؤكّد و مؤيد دليل فوق اين است كه در بين عامّه نيز فتوايى مخالف با اين مسأله ( يعنى : كفايت اشارهء اخرس ) وجود ندارد و مطلبى كه اين گونه بين مسلمين رايج باشد و خلاف آن در روايتى ، مطرح نباشد ، دليل بر امضاء آن است .
بنابراين ، به نظر مىرسد كه روى هم رفته همين فتوايى كه از زمان مرحوم محقق ( م 676 ) به بعد جزء مسلمات شده است و همه ، اشارهء اخرس را كافى دانستهاند ، حرفى صحيح و تمام باشد ( البته قبل از مرحوم محقق براى ما درست روشن نيست ) و اينكه مرحوم شيخ طوسى در مبسوط فرموده است كه « قبول » اخرس با اشاره كفايت مىكند ، و مشعر به اين معنى است كه انشاء ايجاب با اشاره صحيح نيست قابل مناقشه است چون اختصاصى به « قبول » ندارد بلكه « ايجاب » او نيز با اشاره كفايت مىكند .
ب ) عدم لزوم « تحريك لسان » همراه با اشاره :
1 ) كلام مرحوم آقاى خويى رحمه الله :
ايشان پس از آنكه قائل به كفايت اشارهء اخرس مىشوند ، مىفرمايند : شخص اخرس علاوه بر اشارهء دست ، زبانش را نيز تكان بدهد و مجرد اشاره كفايت نمىكند و در ادامه مىفرمايند « و من الواضح أن المتعارف عند الأخرس فى مقام بيان مقاصده هو تحريك لسانه مضافا الى الإشارة باصبعه او يده او غيرهما » .
2 ) مناقشهء استاد مد ظلّه نسبت به كلام مرحوم آقاى خويى رحمه الله :
اين مطلب را كه مرحوم آقاى خويى فرمودهاند و تحريك لسان را نيز لازم دانستهاند . از متفرّدات ايشان و قبل از ايشان هيچيك از عامه و خاصه نه در باب