تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3230

مساهمون:

ص٣٢٣٠

16 / 7 / 1380 دوشنبه درس شمارهء ( 346 ) كتاب النكاح / سال چهارم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

بحث در اين بود كه آيا اخرسى كه متمكن از وكيل گرفتن است مىتواند خودش با اشاره انشاء نكاح بنمايد ؟ در جلسهء قبل گفتيم دليلى بر بطلان اشارهء اخرس نداريم در اين جلسه خواهيم گفت كه از روايات باب طلاق استفاده مىشود كه اگر اخرس بتواند با كتابت انشاء نكاح را جارى كند ، انشاء كتابتى مقدم است و الّا با اشاره نكاح را انشاء مىكند و نيازى به حركت دادن زبان يا صدا در آوردن نيست . « 1 » * * *

الف ) دليل عمده در كفايت اشارهء اخرس در فرض تمكّن از وكيل ( روايات باب طلاق ) :

در جلسهء قبل گفتيم كه ما نه تنها دليلى بر عدم كفايت اشارهء اخرس نداريم بلكه مىتوان گفت كه حتى دليل بر كفايت اشاره اخرس در ايجاب و قبول با فرض تمكّن او از توكيل نيز داريم و آن دليل ، همان مطلبى است كه فقهايى همچون صاحب مدارك و صاحب كشف اللثام و ديگران ، ذكر نموده‌اند كه وقتى شارع مقدس در باب طلاق ، با آن همه سختگيرى كه شارع در مورد آن دارد ( حضور عدلين مىخواهد و . . . ) و به طور كلى مذاق شرع بر اين است كه حتى الامكان طلاق واقع نشود ، مع ذلك اشارهء اخرس را كافى دانسته و الزامى در توكيل ننموده است . پس به طريق
هامش
( 1 ) قسمتى از مباحث اين جلسه توضيح بحث جلسهء گذشته بود كه به جزوهء همان درس منتقل شد .