15 / 7 / 1380 يكشنبه درس شمارهء ( 345 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصه درس قبل و اين جلسه :
در جلسه گذشته ، براى اثبات كفايت اشارهء اخرس در اجراء صيغهء نكاح ادلهاى ( همچون اجماع ، ضرورت ، اطلاق لفظى و مقامى ) را طرح و نقد نموديم .
در اين جلسه ، ضمن پىگيرى بحث جلسه گذشته و طرح تكملهاى نسبت به نحوهء اجراى صيغهء عقد توسط اخرس ، در نهايت كفايت اشاره اخرس را در عقد نكاح كافى خواهيم دانست .
الف ) آيا بر فرض تمكّن شخص اخرس از توكيل ، اشارهء او در تحقق عقد كفايت مىكند ؟
( ذكر دليلى بر عدم جواز رجوع به بدل اضطرارى و طولى در صورت وجود بدن عرضى ، براى واجب ) :
در جلسهء قبل گفته شد كه براى اثبات عدم جواز استفاده از « اشاره » در اجراى صيغهء عقد ، توسط شخص اخرس تا مادامىكه تمكّن از توكيل وجود دارد ، مىتوان دليلى كه مبتنى بر يك قياس مساوات به ضميمه برهان خلف ( قياس استثنائى ) است ، بدين صورت اقامه نمود : العقد باللفظ مباشرة مساوٍ للعقد باللفظ توكيلًا و تسبيباً ( چون به طور مسلّم پذيرفته شده است كه شخص قادر بر تكلّم ، لزومى ندارد كه صيغهء عقد را حتماً خودش بالمباشرة اجرا نمايد ، بلكه وى مىتواند براى اين كار شخصى را وكيل نمايد )
حال اگر قرار باشد كه « العقد باللفظ بالتوكيل » نيز مساوى با هم عرض با « العقد بالإشارة » باشد . طبق قياس مساوات « العقد بالاشارة » بايد مساوى و هم عرض با « العقد باللفظ مباشرة » باشد و التالى باطل و المقدم مثله