ايشان مىفرمايند زوجيت باب نكاح در مقابل فرديت است « 1 » و هر يك از مرد يا زن كه به تنهائى فردند با انضمام ديگرى به او از تجرد درآمده زوج مىشوند ، پس وقتى مىگوييم اين مرد زوج شده است يعنى از تجرد بيرون رفته و زن به او منضمّ شده است و وقتى مىگوييم اين زن زوجه شده است يعنى از تجرد بيرون رفته به او منضم شده است و چون عرفاً و شرعاً براى مردان شرافتى بيش از زنان است
( لِلرِّجالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ )
و ضميمه به حساب معمول و متعارف يك نحوه تابعيتى دارد و منضم اليه اشرف از اوست ، پس انشاء زوجيت بايد به گونهاى به كار رود كه زن ضميمه و تابع مرد باشد و لذا مناسب است كه با صيغهء نكاح ، زوج شدن مرد يعنى ضميمه شدن زن به او ، انشاء گردد ، پس اگر ايجاب نكاح با « زوّجتك نفسى » باشد بايد اين صيغه را زن اجرا كند و بگويد تو را زوج خود قرار دادم به اين معنى كه با ضميمه كردن خودم به تو ، تو را از مجرد بودن بيرون آوردم . و اگر مرد بگويد « زوجتك نفسى » يعنى تو را زوجه كردم و خودم را به تو ضميمه كردم ، خلاف شرافت مرد و مذاق شرع است و در صورتى كه ايجاب نكاح با صيغهء « تزوّجتك » باشد يعنى از ناحيهء تو زوج شدم ، بايد ايجاب را مرد بخواند تا به جهت منضم شدن زن به او ، زوج شده باشد و اگر زن بگويد به جهت ضميمه شدن تو زوجه شدم اين خلاف مذاق شرع است پس مناسب است ايجاد با لفظ » تزوجتك » را مرد اجرا كند . نتيجه آن كه ايجاب با « زوجتك نفسى » را اگر زن اجرا كند بلا اشكال صحيح است و اگر مرد اجرا كند شبهه ناك است و ايجاب با « تزوّجتك » را اگر مرد اجرا كند بلااشكال صحيح است و اگر زن آن را اجرا كند صحّت آن محل شبهه است . البته اين تفصيل
هامش
( 1 ) معناى زوجيت باب نكاح ، زوجيت عددى كه با تركيب دو عدد به گونهاى كه قابل تنصيف باشد ، نيست ، بلكه مراد اين است كه دو نفر كه هر دو به تنهائى فردند با ازدواج از تجرد و فرديت در مىآيند . زوجيت عددى وصف مجموع است يعنى وقتى مىگوئيم عدد دو ، زوج است به اين معنى است كه عدد يك به عدد يك ضميمه شده و مجموع آن وصف زوجيت پيدا كرده بر خلاف زوجيت باب نكاح ، وقتى مرد مجرّد به زن مجرّد منضم مىشود ، هر كدام متصف به عنوان زوجيت مىشوند نه اين كه زوجيت وصف مجموع دو نفر باشد .