تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3071

مساهمون:

ص٣٠٧١
در حضور امام « عليه السلام » جواب را ديده‌اند يا نه ؟ لذا نمىتوان به صحت انتساب جوابيه به آن حضرت اعتماد كرد . دوم : علامه مىگويد در سند ، على بن ابى حمزه واقع شده و او واقفى و ضعيف است و روايتهايش مورد قبول نيست .

2 ) جواب استاد ( مد ظله ) از دو اشكال مذكور :

هر دو اشكال بىمورد است اما اشكال اول ، به جهت اينكه خط امام « عليه السلام » چيزى نيست كه اصحاب آن حضرت آن را نشناسند . كسانى كه با نسخ خطى سر و كار دارند به خوبى مىدانند كه خط بعضى از علماى سابق به راحتى قابل شناختن است . مثلًا خط علامه مجلسى « رحمه الله » يك خط كاملًا شناخته‌شده‌اى است و هر نسخهء خطى را مىتوان فهميد كه از مجلسى است يا نه ؟ اصولًا شناخت خط افراد امر بسيار آسانى است « 1 » مثلًا هر كس با خط پدر خود آشناست و دست خط او را با يك نگاه تشخيص مىدهد بنابراين در خصوص خط امام « عليه السلام » كه مورد توجه اصحاب نيز بوده ، مىتوان گفت راويان حديث مذكور به طور معمول به انتساب نامه به آن حضرت با ديدن خط مباركشان حتماً اعتماد كرده‌اند . اما اشكال دوم ، چون اولًا اصحاب ما از واقفه و بخصوص طبقهء اول آنها و كسانى مانند على بن ابى حمزه تنها در ايام استقامتشان اخذ حديث مىكردند و پس از انحراف ، به طور كلى ارتباطشان را با آنان قطع نمودند و چون ابن ابى حمزه قبل از واقفه بودن نقطه ضعفى نداشته ، سند از ناحيهء او اشكالى نخواهد داشت . و ثانياً : اين روايت را تنها على بن ابى حمزه نقل نكرده بلكه يونس بن عبد الرحمن و حسين بن سعيد نيز آن را نقل كرده‌اند و اگر كسى نقل يونس را به
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) يعنى اگر استنباطى هم در تشخيص خط در كار باشد ، استنباط ساده‌اى است كه مانع از حجيّت شهادت نمىشود . بنابراين اگر اين گونه موارد را هم حدسى تلقى كنيم حدس قريب به حسّ است و همچون موارد حسّى حجت است .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 3071 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز