و مانند مسألهء « من عقد على خمس نسوة فى عقدة واحدة » كه در ذيل روايت جميل در نقل صدوق آمده و تخيير آن به همين معناى مذكور است و اصحاب هم به آن فتوى دادهاند ، حتى ابن حمزه و قطب الدين كيدرى كه در مسألهء ما نحن فيه قائل به بطلان شدهاند ، در عقد بر پنج زن فتوى به تخيير دادهاند .
لذا به نظر ما چون ظاهر روايت جميل ، تخيير در انتخاب هر يك با همان عقد سابق است و اين اعتبار نه غير معقول است و نه استبعادى دارد ، و براى آن نظائرى هم در فقه موجود است ، و مشهور بين قدماء نيز همين فتوى است ، اخذ به ظاهر روايت بلااشكال مىباشد . و هر كدام از دو خواهر را كه مرد انتخاب كرد ، زن او محسوب مىشود و نيازى به تجديد عقد نيست .
3 ) توضيحى دربارهء كلام صاحب جواهر :
مرحوم صاحب جواهر براى دفع استغراب حمل روايت جميل بر مورد امساك به عقد جديد ، به روايت أبو بكر حضرمى استشهاد كرده است ( قبل از ايشان صاحب رياض هم همين مطلب را گفته است ) ، ولى اين حمل در هر دو مورد خلاف ظاهر است ، ( چنانچه صاحب جواهر هم خود بعداً بدان اشاره كردهاند « 1 » )
البته در مورد روايت أبو بكر حضرمى با عنايت به معارضه اين روايت با صحيحه زراره ، ما روايت حضرمى را به جهت جمع بين دو روايت به معناى خلاف ظاهر حمل مىكنيم « 2 » ، ولى روايت جميل هيچ گونه معارض قابل توجهى ندارد و وجهى ندارد كه آن را بر معناى خلاف ظاهر حمل كنيم .
بنابراين عمل به مضمون روايت جميل بىاشكال است . « و السلام »
هامش
( 1 ) جواهر 29 : 385
( 2 ) البته ابن جنيد به مضمون ظاهر روايت حضرمى فتوا داده است ، و به هر حال چه ما ظاهر روايت أبو بكر را بپذيريم يا آن را به خلاف ظاهر حمل كنيم ، مقايسه محل بحث با آن صحيح نيست .