اعتماد نمودن به آن است . و شاهدش نيز اين است كه در عبارتى كه نجاشى در بارهء " على بن محمّد بن قتيبه " ذكر كرده است مىگويد : " عليه اعتمد ابو عمرو الكشى " اين اعتماد منشأش جز اين نيست كه كشى روايات على بن محمّد بن قتيبه را نقل نموده است .
بنابراين ، از مجموع مطالبى كه گفته شد ، معلوم گرديد كه اثبات وثاقت على بن محمّد قتيبه از راه اعتماد " كشى " به او صحيح نيست .
2 ) اثبات وثاقت " على بن محمّد بن قتيبه " از راه اعتماد صدوق رحمه الله
و لكن راه ديگرى براى اثبات وثاقت " على بن محمّد بن قتيبه " وجود دارد و آن اين است كه : مرحوم صدوق در كتاب " عيون اخبار الرضا عليه السلام " جلد اول باب 35 ( ما كتب الرضا عليه السلام للمأمون فى محض الاسلام و شرائع الدين ) پس از آنكه روايت مفصلى را كه در آن مأمون از حضرت امام رضا عليه السلام درخواست مىكند كه برايش محض اسلام را بنويسند و امام عليه السلام نيز پاسخ مىدهند را به دو طريق مختلف كه از لحاظ متنى نيز مقدارى با يكديگر اختلاف دارند : نقل مىكند ، آنگاه مىگويد " و حديث عبد الواحد بن محمّد بن عبدوس رضى الله عنه عندي اصح و لا قوة الا بالله " و در سند روايت عبد الواحد نيز " على بن محمّد بن قتيبه " وجود دارد . « 1 » بنابراين با توجه به اين كلام مرحوم صدوق و با توجه به اينكه صدوق عليه الرحمة اصالة العدالهاى نيست و در امر توثيق افراد نيز همانند استاد خودش ابن وليد بسيار سختگير است ، مىتوانيم " على بن محمّد بن قتيبه " را مورد اعتماد بدانيم .
هامش
( 1 ) سند روايت اين چنين است قال الصدوق : " حدثنا عبد الواحد بن محمّد بن عبدوس النيسابورى العطار رضى الله عنه نيشابور فى شعبان سنة اثنين و خمسين و ثلاثمائة قال : حدثنا على بن محمّد بن قتيبه النيسابورى عن الفضل بن شاذان . . "