تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1369

مساهمون:

ص١٣٦٩
است يا در اثر حمل ، آيا وى مىتواند دوائى استفاده كند و در نتيجهء استفاده از دوا عادت وى برگردد ؟ حضرت مىفرمايند : اين كار را نكند . سائل مجدداً مىپرسد عادت وى فقط يك ماه به تأخير افتاده است و اگر حامله باشد از بين بردن نطفه مانند كسى است كه با عزل ، نطفه را از بين مىبرد [ كانّ چطور عزل را جايز مىدانيد ولى اين مورد را جائز نمىشماريد ] حضرت مىفرمايند : [ اين مورد با عزل تفاوت دارد چرا كه ] نطفه هنگامى كه در رحم واقع مىشود امكان تبديل به مضغه و سپس به علقه و سپس به آنچه خدا بخواهد ، دارد ؛ ولى نطفه‌اى كه در غير رحم ريخته مىشود قابليت ايجاد چيزى را ندارد ، پس چنين كسى حق استفاده از دوا را ندارد . - موضوع روايت گرچه در جاريه است ولى به دو جهت اختصاص به جاريه ندارد : 1 ) از سؤال برمىآيد كه ارتكاز سائل ، جواز عزل بر مطلق « رجل » بوده است و اين ارتكاز تقرير شده است . 2 ) تعليلى كه امام در پاسخ مىفرمايند با جاريه ارتباط خاصى ندارد و عام مىباشد . بنابراين روايت را شايد بتوان از روايات مجوزه شمرد . البته ايراداتى به اين استدلال وارد است كه در جلسهء گذشته توضيح داده شد .

مناقشه در دلالت روايت

ما هر چند در جلسات گذشته در دلالت فيه بأس بر حرمت مناقشه نكرديم ولى به نظر مىرسد كه دلالت آن نيز قابل مناقشه است زيرا « بأس » بر حرمت وضع نشده است و دلالت « فيه بأسٌ » بر حرمت وضعى نيست و اگر باشد ، اطلاقى است و اين دلالت اطلاقى مخصوص مواردى است كه به شكل قضيهء موجبه در منطوق كلام اثبات « بأس » شده باشد . ولى اگر منطوق قضيه سالبه باشد كه سلب مطلق بأس - اعم از كراهت و حرمت - استفاده مىشود و مفهوم آن ثبوت فى الجملهء « بأس » است و دلالتى بر حرمت نمىكند ولى اگر در پاسخ سؤال از عزل فرموده باشند « فيه بأس » ظاهر اطلاقى كلام اين است كه مؤاخذه در آن هست و اگر مؤاخذه نداشته باشد ،