به عبارت ديگر : اين روايات در مقام بيان از نظر الغاء شرائط اطاعت است مىگويد امورى كه اطاعت آن در شرائط عادى بر زوجه لازم است ، اگر شرائط سخت هم بود ، اطاعت او لازم است ؛ اما اينكه در شرائط عادى اطاعت چه امورى لازم است ، ناظر نيست و از اين جهت اطلاق ندارد .
دسته چهارم : رواياتى كه زنان عاصية و غير مطيع مذمت گرديدهاند .
1 ) القطب الراوندى فى لبّ اللباب : لعن رسول الله صلى الله عليه و آله اربعة امراةٍ تخون زوجها فى ماله أو فى نفسها و النائحة و العاصية لزوجها و العاق « 1 » .
2 ) عن عبد الله بن سنان قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله : شرار نسائكم المعقرة ، الدنسه ، اللجوجة ، العاصية ، الذليلة فى قومها . . . « 2 » .
- عصيان در اين روايات مسلماً عصيان در تمام اوامر نمىباشد ؛ بلكه مراد از عصيان عدم رعايت حقوق زوجه مىباشد .
دسته پنجم : روايات حرمت سخط زوج بر زنان
در روايات متعددى بر زنان سخط زوج حرام دانسته شده است « 3 » .
مسلم است سخط زوج به طور مطلق حرام نيست پس يا بايد بگوئيم مراد مواردى است كه به جهت عدم رعايت حقوق موجب سخط زوج گرديده است و ممكن است اين گونه روايات را از آداب و سنن دانسته و سخط زوج را مطلقاً مكروه بدانيم .
در مقابل اين روايت در روايت جاسورانى نقل گرديده « و لا تبيت ليلةً و هو عليها ساخط قال و ان كان ظالماً . قال : نعم « 4 » » .
اين روايت از جهت سند توثيق نشده است و مضمون ظاهرى آن نيز مسلم البطلان است و بايد تأويل شود . بعلاوه در مقابل آن روايت سعد بن ابى عمر
هامش
( 1 ) جامع أحاديث الشيعة 20 : 243 / ذيل رقم 759 .
( 2 ) جامع أحاديث الشيعة 20 : 44 / 151 .
( 3 ) روايات باب 37 ، جامع أحاديث الشيعة 20 : 235 .
( 4 ) جامع أحاديث الشيعة 20 : 221 / رقم 705 .