مىنويسد : وقتى كسى حرام را بشناسد آن را شناخته است ولى بعينه تعبير مىكنند به معناى اينكه فقط همين است حقيقتاً ، و جايگزين ندارد ، ليس الّا .
گاهى عناوين بر غير خودش هم توسّعاً و مجازاً منطبق مىشود ، در اينجا اينطور نيست مثلًا گاهى در پشت نامه به مقامات مىنويسند : « بشخصه مفتوح نمائيد » و لو هر نامه كه به كسى مىنويسند معنايش اين است كه خودت نامه را باز كن ولى مقصود اين است كه خيال نشود بعضىها كه تنزيلًا در حكم او هستند مىتوانند آن را نگاه كنند ، تأكيد براى نفى است .
در حديث هم كلمه « بعينه » به اين معنا است كه معناى توسّعى اراده نشده ، و همان معناى حقيقى قُبل مراد است . خيال نكنيد از باب مثال است و دبر را نيز شامل مىشود ، كالنص است كه غير قُبل يعنى آنهائى كه احياناً هم رديف آنان است چنين حكمى ندارد ، كأن مىخواهد دُبر را نفى كند كه اين حكم را ندارد .
اما نقل ديگر كه كلمهء فرج تعبير شده :
اگر كسى روايت را متعدد بداند كه مسأله روشن است و بحثى ندارد چون روايت قبل ، صريح است اما ما كه مىگوئيم : يكى از اين دو حديث ، نقل به معناى ديگرى است ، آيا به كدام حديث اخذ كنيم و آيا اصل عدم زياده در كلمهء بعينه جارى است ؟
به نظر مىرسد از آنجا كه كلمهء بعينه براى تأكيد آمده و بدون آن هم معنا را مىرساند ؛ اسقاط كلمات تأكيد امرى متعارف است ، اما اينكه اين كلمه در اصل نباشد و براى دفع حرمت وطى در دبر زياد شده باشد ، امر متعارفى نيست .
به علاوه در اين نقل ، سلمة بن خطاب قرار گرفته كه نجاشى دربارهء او « ضعيفٌ فى الحديث » مىگويد ، گرچه اجلّا از او روايت كردهاند ، و طبق تحقيق ما او را معتبر مىدانيم و اگر نقل ديگرى نبود به آن اخذ مىكرديم ، لكن با نقل ديگر - كه كلمه بعينه دارد و روايت بسيار معتبرى است كه جاى ان قلت ندارد - نمىتواند مقابله
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1249
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٢٤٩