تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1252

مساهمون:

ص١٢٥٢
استفاده نمود . و همينطور آيه شريف براى جهات ديگر - مثل شمردن نعم الهى - نازل شده و در مقام بيان تشريع اينكه زن سبب سكون مرد است ، نمىباشد .

3 - آيه شريفه : « نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ . . . »

بنابراين كه حرث به معناى كشت و محصول باشد ، يعنى تمتع از محصول شامل وطى در دُبر هم مىشود .

نقد استاد :

گرچه به ندرت حرث به معناى شىء روئيده به كار مىرود ولى معناى متعارف حرث يا مصدرى است يا موضع الحرث يعنى زمينى كه در آن حرث مىشود ، بنابراين آيه ناظر به توالد و تناسل است كه بحث آن گذشت .

4 - از روايت معمّر بن خلّاد استفاده مىشود كه اهل مدينه وطى در دبر را جايز دانسته

و آن را از حقوق مرد شمرده و به آيه حرث استناد مىكردند . امام عليه السلام تنها صحت استناد به آيه را ردّ نمودند ، بنابراين جواز و حق بودن آن مورد قبول حضرت بوده است .

نقد استاد :

گرچه حضرت در مقام ردّ صحت استناد به آيه هستند لكن با ردّ اين مستند طبعاً حق بودن وطى در دبر ، نيز ردّ مىشود . البته صحت استفاده حق براى شوهر از آيهء مذكور جاى انكار نيست ، لكن چون آيهء شريفه در مورد توالد و تناسل است فقط محل معتاد و متعارف كه فرج باشد داخل حقوق زوج است . و روايات ديگر هم كه در آنها به آيات مربوط به قوم لوط تمسك شده تنها مبيّن جواز ذاتى است و حقّى را اثبات نمىكند .

نتيجه بحث :

دليلى از آيات و روايات كه وطى در دُبر را جزء حقوق زوج شمرده باشد ، نداريم و به مقتضاى اصل اوّل : « عدم جواز استفاده از مال و جان اشخاص بدون رضايت آنها » با عدم تمكين زوجه از وطى در دُبر نشود ، حاصل نمىشود . « * و السلام * »