قائل به نظريه نخست است .
9 ) در منافع فقهى متقدّمتر مانند كافى أبو الصلاح و غنيه ابن زهره نيز نظير اين تعابير يافت مىشود ، مثلًا أبو الصلاح حلبى در « الكافى » فرموده : « يلزمها طاعته فى نفسها » يعنى زن دربارهء خودش وجوب اطاعت از شوهر دارد و بايد تمكين كند تنها در مواردى كه نفسِ فعل ، حرمت دارد ، چنين اطاعتى واجب يا جايز نيست ( لا طاعة لمخلوق فى معصية الخالق ) بنابراين مىتوان نتيجه گرفت كه وى از آنجا كه استمتاع نسبت به دبر را جايز مىداند ، اطاعت از زوج را هم در اين زمينه واجب مىشمارد .
10 ) ابن براج در « المهذّب » پس از آنكه شرط وجوب نفقه را تمكين كامل زوجه دانسته ، گفته است : « و التمكين الكامل هو تسليم نفسها اليه و تمكنه منها على الاطلاق » هر چند وى براى على الاطلاق ، مكان و زمان و مانند اينها را مثال مىزند ، ولى مىتوان مصداق آن را هر چيزى دانست كه شرعاً جايز مىباشد .
11 ) شهيد اول ( ره ) در اللّمعة : « تجب نفقة الزوجة بالعقد الدائم به شرط التمكين الكامل فى كل زمان و مكان يسوغ فيه الاستمتاع ، فلا نفقة للصغيرة و الناشزة » از تعبير وى نيز مىتوان استفاده كرد كه منع از هر يك از استمتاعاتِ مجاز ، موجب نشوز و عدم استحقاق زن نسبت به نفقه مىشود .
علاوه بر اينها مشابه اين تعبيرات را مىتوان در كتب فقهى ديگر ، از جمله شرايع ، نافع ، مبسوط ، تبصره و ارشاد يافت و از آنها استفاده مىشود كه تعداد قابل توجهى از فقها قائل به اين بودهاند كه وطى در دبر از حقوق زوج بوده ، ممانعت زوجه از آن موجب تحقق نشوز او و در نتيجه عدم استحقاق وى نسبت به نفقه مىگردد ؛ بنابراين بر خلاف آنچه كه از تعبير عروه و مستمسك بر مىآيد ، اين قول نه تنها نادر نيست ، بلكه نظريهاى مشهور هم هست ، هر چند قول به عدم نشوز هم شهرت دارد . ادامهء بحث را در جلسهء بعد پى مىگيريم . ان شاء الله . « * و السلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 1243
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص١٢٤٣