عدهء ديگرى كه ظاهراً از اين دو بزرگوار اخذ كردهاند ) ، سيد در كتابى به نام شرح الرسالة قائل به حرمت گرديده است . ابن ادريس نيز از كتاب مسائل الخلاف سيد مرتضى همين مطلب را نقل نموده و شايد مسائل الخلاف همان شرح الرسالة باشد كه فعلًا هيچ كدام در دسترس ما نيست .
محقق اردبيلى نيز در مجمع الفائده به قول سيد مرتضى مايل شده و تحريم استمتاع به ما بين سره و ركبه را غير بعيد دانسته است « 1 » .
البته فرمايش سيد مرتضى و محقق اردبيلى اعم از مخرجين بوده ولى كلمات عدهء كثيرى در خصوص فرجين است و ميان موضع دم و دبر ، فرق نگذاشتهاند :
در فقه رضوى « 2 » - كه مؤلف آن معلوم نيست - و هدايهء صدوق « 3 » چنين تعبير شده است : « متى ما اغتسلت على ذلك ، حلّ لزوجها أن يأتيها » و در مقنع صدوق آمده : « اذا وقع الرجل على امرأة و هى حائض فان عليه أن يتصدق » « 4 » و از آنجائى كه لفظ اتيان و وقاع از الفاظ عامه بوده و مشترك در وطى قبل و دبر مىباشد ، كسى از اين الفاظ اختصاص به قبل را نمىفهمد و لذا در زنا و امثال آن كه با همين الفاظ وارد شده ، فرق در اجراى حدود و ساير احكام ميان قبل و دبر گذاشته نمىشود .
در مقنعهء مفيد ، الجمل و العقود شيخ ، مراسم سلار ، اشارة السبق حلبى ، جامع يحيى ابن سعيد ، مبسوط شيخ ، موجز و محرر ابن فهد تعبير كردهاند كه : « يحرم على زوجها وطؤها » . در انتصار سيد مرتضى ، مهذب ابن فهد و غنيه ابن زهرة نيز براى « وطى حائض » اثبات كفاره شده است « 5 » ، بنابراين با توجه به اينكه « وطى » اعم از وطى در قبل و دبر است ، كلمات بزرگانى كه نقل كرديم ، ظاهر در حرمت وطى در
هامش
( 1 ) مجمع الفائدة و البرهان 1 : 153 - 154 .
( 2 ) الفقه المنسوب للامام الرضا عليه السلام : 193 .
( 3 ) الهداية : 21 .
( 4 ) . . .
( 5 ) ابن فهد در وسيله فرموده كه بر زن حائض واجب است كه شوهرش را از وطى ، منع نمايد . ولى چون ابن حمزه در غير حال حيض نيز وطى در دبر را حرام مىداند ، فتواى ايشان در محل بحث ما مفيد نيست .