كه ثواب فراوانى دارد يا نگاه به عالم و امثال آن ، بلكه غرض آن است كه براى نگاه افراد حدّ و حدودى معين كند ، مثل اينكه از آنچه سترش واجب است ، غضّ بصر كنند . در اينجا هم « النظر » در روايت ناظر به نظرى است كه مورد صحبت بوده است و حدودش معلوم بود . و به عبارت روشنتر « ال » در النظر ، براى عهد است ، چرا كه معمولًا ابتداء به ساكن اين گونه تعبير نمىشود « النظر سهم من سهام ابليس » ، بدون آنكه به مطالبى در گذشته ناظر باشد . مثل اينكه چند روزى است كه بحث ما در بارهء نگاه به اجنبيه است ، اگر گفته مىشود : « النظر » ، همه شما نظر به اجنبيه به ذهنتان مىآيد نه نظر به آسمان ، در روايت در صدد بيان حكم شرعى نظر نيست ، بلكه نظرى كه از حدودش خارج شده ، مفاسدش بيان مىشود . بنابراين از اول نه براى آيه غضّ و نه براى چنين رواياتى اطلاق و عموم ثابت نيست و ما نمىدانيم مراد چه نگاهى است ؟ آيا نگاه شهوانى مراد است كه سهم من سهام ابليس ؟ ، يا نگاه به بدن اجنبيه مراد است ؟ بعبارة اخرى محدودهء « ال » عهد از اين روايتها بدست نمىآيد بلكه آن را روايات ديگر روشن مىكند ، لذا قابل تمسك نيستند .
« * و السلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 426
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤٢٦