موضوع نظر را ، نظر خاصى مىگرداند .
شيخ انصارى روايت را ظاهر در نگاه شهوانى دانستهاند و البته وجه آن را بيان نفرمودهاند .
نقد معناى مورد نظر آقاى خوئى
به نظر مىرسد حمل روايات فوق بر معناى مورد نظر آقاى خوئى ، حمل دو روايت بر فرد نادر باشد . چون نگاه شهوانى البته نادر نيست ، ولى نگاهى كه منتهى به زنا شود ، بسيار نادر است هر چند عواملى چون ترس از حكومت يا خوف آبروريزى و امثال آن مانع ارتكاب زنا شود ، البته نگاه براى لذت بردن شايع است مگر آنكه شخص متقى و خداترس باشد ، ولى نگاههايى كه منتهى به تقبيل يا زنا و امثال آن شود ، به ندرت اتفاق مىافتد . البته اگر « النظر » در روايت مقيد به « عن ريبة » بود ، مىتوانستيم بر معناى مورد نظر آقاى خوئى حمل كنيم ، ولى اينكه موضوعى را مطلق ذكر كنند ولى حكمى را كه بر آن مترتب مىكنند ، تنها مربوط به افراد نادر باشد و سبب شود كه ما موضوع را متضيّق كنيم ، صحيح نيست .
البته معناى مورد نظر شيخ انصارى ، حمل روايت بر مورد نادر نيست ، ولى وجهش را ذكر نكردهاند .
معناى روايت به نظر استاد - مد ظلّه
معلوم نيست مراد از تشبيه در روايت ، معناى مورد نظر آقاى خوئى باشد ، بلكه مقصود اين است كه نظر ، تير شيطان است كه به شخص اصابت مىكند و شخص با نگاه كردن ، در واقع صيد شيطان مىشود و در اختيار او قرار مىگيرد . بنابراين منحصر به نگاهى كه خوف وقوع در زنا در او باشد ، نمىشود .
به نظر ما همان تناسب حكم و موضوع كه در آيه غضّ ايجاب مىكرد كه متعلق غضّ را همه موجودات ندانيم ، چرا كه نگاه به بعضى از چيزها مطلوب و مورد سفارش است . مثل نگاه به - مثلًا - شتر
« أَ فَلا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ »
، يا نگاه به قرآن