تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
لَهُما سَوْآتُهُما »
يعنى ساتر از آدم و حوا از بين رفت و مكشوف العورة شدند ( ظهر لهما ) . « و ابدى » يعنى عريان شد ، به طورى كه اگر كسى هم نباشد و شخص عورتش را آشكار نمايد ، « ابدى » صدق مىكند ، و به عبارت ديگر « ابدى » كنار زدن ساتر است به طورى كه اگر كسى بخواهد نكاح كند ، مانعى نباشد . پس استعمال « ابدى » بالفعل ملازمه ندارد كه كسى هم حاضر باشد ، اگر كسى هم نباشد ، باز اين لغت ، صادق است و گفته مىشود : « ابدى سوأته » ، ولى « ابدى لشخص » در جايى استعمال مىشود كه حتماً شخصى در كار باشد و بدون وجود شخص گفته نمىشود « ابدى له » بر خلاف « ابدى وجهه يا ابدى يده يا ابدى فرجه » كه اعم از اين است كه فردى باشد تا ببيند يا نباشد . در آيهء شريفه ، ابتدا مىفرمايد
« لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
يعنى ابداء ما ظهر بلامانع است ولى ابداء غير ما ظهر و زينت پنهانى ، حرام است . تناسب حكم و موضوع در اين تعبير اقتضا مىكند كه در فرضى كه يقين داريم ناظرى در كار نيست ، ابداء حرام نباشد چون وجوب ستر نفسى نيست ، ولى در فرضى كه يقين به نبودن ناظر نداريم و احتمال وجود ناظر را مىدهيم ، پوشاندن لازم و ابداء حرام است و اگر كسى به بهانه اينكه يقين به وجود ناظر نداريم ، بدن خود را نپوشاند و به كوچه برود ، به خطاب
« لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
عمل نكرده است . پس احتمال وجود ناظر كافى است تا لزوم ستر ، ثابت باشد . البته اينكه
« ما ظَهَرَ »
چيست ؟ بعداً بحث خواهيم كرد ، ولى اگر به حسب روايات آن را وجه و كفين دانستيم ، معنايش اين است كه وجه و كفين مانند ساير بدن و عورت نيست « 1 » ، چون با وجود احتمال ناظر هم شخص حق ندارد با بدن عريان به كوچه برود ، ولى پوشاندن وجه و كفين به صرف احتمال وجود ناظر لازم نيست و كشف آن جايز است و تنها در فرض يقين به وجود ناظر ، بايد بپوشاند .
هامش
( 1 ) توضيح : جملهء اخير يعنى حرمت كشف وجه و كفين در فرض يقين به وجود ناظر ، مفاد اين بخش از آيهء شريفه نيست و با بيانى كه آية الله خويى در بخش ديگر مىفرمايند ، استفاده مىشود .