را پايين بيندازد و مشاهده نكند . اما اين كه چشم خيانتكار ، چه چشمى است ؟ بايد از سنت معلوم گردد . مثلًا اگر از روى شهوت باشد ، چشم خيانتكار است يا نه ؟ يا چنانچه به مو و بدن و عورت نگاه كند ، چشم خيانتكار است يا نه ؟
اگر به وجه و كفين نگاه كرد ، آيا چشم خيانتكار است يا نه ؟ به سنت بايد مراجعه كرد و از آيهء شريفه استفاده نمىشود .
و اگر « مِن » براى تبعيض نبود - كما هو المختار - مثل « و اغضض من صوتك » است . در لغت هم غالب اهل لغت گفتهاند : « غضّ طرفه » و « غضّ من طرفه » و هر دو را به يك معنا دانستهاند . و چون مىدانيم آيه شريفه امر به چشمپوشى از همه موجودات نكرده است ، بلكه به تناسب حكم و موضوع ، حدّ و حدودى دارد و به نظر ما آن حدّ همين است كه از آنچه كه دستور ستر داده شده ، بايد چشمپوشى كرد . امر به ستر ، مقدمه براى نيفتادن چشم ديگران است ، لذا ديگران هم نبايد نگاه كنند . مراد ، چشم چشمپوشى از چيزهايى است كه شارع مقدس عنايت به مستور بودنش داشته و اما اينكه چه چيزهايى دستور ستر دارد ؟ آيه به آن نظر ندارد . لذا نمىتوان از آيهء شريفه استفاده كرد كه پس وجه و كفين استثناء نيست .
ب - دليل دوم : آيهء شريفه « لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها
. . .
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ . . . »
استدلال آقاى خوئى « 1 »
آقاى خوئى در استدلال به آيه فوق « 2 » ، بيانى دارند كه از خود آيهء شريفه حرمت نظر به نحو الاطلاق استفاده مىشود . مىفرمايند : « بداء » به معناى « ظهر » است ، آيه
« بَدَتْ
هامش
( 1 ) نقل كردند كه در اين اواخر رسالهاى در موضوع مورد بحث ما نوشته شده تحت عنوان « اسداء الرغاء فى مسألة الحجاب » توسط فردى هندى بنام سيد محمد باقر لكهنويى كه همين مطلب مورد نظر آقاى خوئى در آنجا هست . رسالهاى است در دو جلد و مفصل ، كه بايد ملاحظه كرد ، چنانچه مطلب قابل توجهى داشت ، مطرح مىكنيم .
( 2 ) المبانى فى شرح العروة ص 41 در رد استدلال قائلين به جواز نظر به وجه و كفين بالآيه كه آيهء شريفه از ادلهء حرمت نظر است نه جواز نظر .