المسلمة للشيخ قول بالمنع - و ان كان الى الوجه و الكفين - لقوله تعالى :
أَوْ نِسائِهِنَّ
و ليست الذمية منهنّ . . . « 1 » . »
در جامع المقاصد ، محقق كركى هم نظير عبارت ايضاح را آورده « 2 » ، در مسالك مىگويد : « ذهب الشيخ فى أحد قوليه انّ الذمية لا تنظر الى المسلمة حتى الوجه و الكفين لقوله تعالى
وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ
الى قوله
أَوْ نِسائِهِنَّ
و الذمية ليست منهنّ « 3 » . »
فخر المحققين در ايضاح تابع پدرش علامه بوده و در اينجا جامع المقاصد از ايضاح تبعيت كرده و مسالك هم معمولًا از محقق كركى كه در طبقه اساتيد شهيد ثانى است - پيروى مىكند .
در اينجا دو مطلب نياز به بررسى دارد .
مطلب اوّل : آيا شيخ طوسى دو قول در مسأله دارد ؟
مطلب دوّم : آيا شيخ طوسى پوشيده بودن وجه و كفين را هم لازم مىداند ؟
2 ) آيا شيخ طوسى دو قول در مسأله دارد ؟
عبارت تذكره و ايضاح و جامع المقاصد ( / للشيخ قول بانه لا يجوز ) موهم آن است كه شيخ دو قول در مسأله دارد ، يكى قول به حرمت و ديگرى قول به جواز ، و بدين امر در مسالك و كفايه تصريح كرده است . ولى ما هر چه گشتيم قول به جواز را در كتب شيخ نيافتيم ، مسأله ذميه را شيخ تنها در تبيان عنوان كرده است و در آنجا حكم به حرمت نموده است و در ساير كتابهايش اصلًا عنوان نكرده است تا فتوا به حرمت يا جواز بدهد ، و عمومات يا اطلاقاتى هم در كلمات ايشان نيست تا حكم مسأله از آنها بدست آيد . در اينجا به نظر مىرسد كه شهيد ثانى و سبزوارى از عبارت علامه و ايضاح و . . . چنين فهميدهاند كه شيخ طوسى دو قول دارد با اين كه عبارت علّامه صراحت در اين معنى ندارد ، بلكه با اين امر هم سازگار است كه شيخ طوسى تنها يك
هامش
( 1 ) ايضاح الفوائد 3 : 8 .
( 2 ) جامع المقاصد 12 : 33 .
( 3 ) مسالك 7 : 45 .