- عن أبى بصير عن أبى عبد الله عليه السلام أنه قال : على الصبىّ اذا احتلم ، الصيام و على الجارية اذا حاضت ، الصيام و الخمار الّا أن تكون مملوكة فانّه ليس عليها خمار الّا أن تحب أن تختمر و عليها الصيام « 1 » .
- عن أبى خالد القمّاط قال سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الامة ، أ تقنع رأسها قال : أن شاءت فعلت و ان شاءت لم تفعل « 2 » . . .
از اين روايات كه عدم لزوم قناع و خمار بر كنيز را بدون تقييد به حال نماز ذكر كرده ، برمىآيد كه كنيزان مىتوانند موى سر خود را پوشيده ندارند .
سيرهء مستمره نيز بر اين بوده است كه كنيزان بدون آن كه سر خود را بپوشانند در حضور مردان بيگانه حاضر مىشدند .
3 ) پاسخ قرينهء اول
در اينجا نخست بايد دانست كه در اين آيه ، فقط مالك حذف نشده است ، بلكه دو مستثناى نسبى و يك مستثناى سببى هم حذف شده است ، يعنى عمو و دايى هم مذكور نيست ، براى توضيح اين كه چرا اين سه دسته در آيه حذف شدهاند ، بيانى به ذهن ما مىرسيد كه ملاحظه كرديم آقاى خويى هم همين بيان را در بارهء عمو و دايى دارند ، حاصل اين بيان اين است كه حكم اين سه دسته از برخى از دستههاى مذكور در آيه به ظهور عرفى فهميده مىشود ، در توضيح اين بيان مىگوييم كه عرف نسبت ميان پسر برادر و عمو را يكسان مىداند ، وقتى در آيه
« بَنِي أَخَواتِهِنَّ »
ذكر شده است ، عرف از آن جواز ابداء زينت براى دايى را مىفهمد ، رابطه مادر زن و داماد نيز مثل رابطه زن ( عروس ) و پدر شوهر است ، وقتى در آيه
« آباءِ بُعُولَتِهِنَّ »
استثناء شده ، عرف از آن استثناء داماد را هم مىفهمد .
حال در مورد « مالك » نيز مىتوان گفت كه از دو قسمت آيه با بيان بالا « اتحاد
هامش
( 1 ) وسائل 4 : 409 / 5556 باب سابق ، ح 6 .
( 2 ) وسائل 4 : 412 / 5564 ، باب سابق ، ح 11 ، و نيز صحيحة حمزة بن حمران ( در وسائل 4 : 407 / 5548 ، باب 28 از ابواب لباس مصلى ، ح 12 ) ، و حديث أبى الصّباح الكنانى ( وسائل 20 : 203 / 25435 ، باب 110 از ابواب مقدمات النكاح ، ح 6 ) نيز بر جواز كشف رأس امه دلالت دارد . نگاه كنيد جامع الاحاديث 19 : 371 / 1089 ، 20 : 288 / 941 .