برخى كوشيدهاند كه معناى آن را بر همان مفهوم مطلق و عام باقى نگاه داشته اضافهء مزبور ( / اضافهء نساء به هنّ ) را به نحوى توجيه كنند و برخى ديگر از اين اضافه نوعى تخصّص و تضيّق را استفاده كردهاند :
1 - اقوال كسانى كه معناى « نسائهنّ » را عام و وسيع مىدانند :
الف شيخ احمد جزايرى در كتاب خود قلائد الدّرر مىگويد كه مراد از نسائهن در آيه تمامى زنان و نساء مىباشد
و اين اضافه طرداً للباب و براى اين كه آيه يك نسق داشته باشد ، صورت گرفته است و به بيان ديگر صرفاً دليل لفظى داشته است .
نقد استاد - مد ظلّه -
ولى اين دليل را نمىتوان پذيرفت . بسيار بعيد است كه در آيهء قرآن اضافهاى صورت بگيرد كه تنها اثر آن نكتهاى لفظى ( / رعايت سجع ) باشد و از لحاظ معنوى هيچ گونه فايدهاى در بر نداشته باشد . « 1 » به عبارت ديگر اين تحليل كه معنا فداى لفظ شده باشد با موقعيت و مقام آيات قرآن كريم سازگار نيست .
ب ) : مرحوم مجلسى در مرآة العقول فرمودهاند كه اين اضافه نكتهاى معنوى هم دارد
و در واقع براى اين اضافه صورت گرفته است كه متوجه كند مراد آيه استثناى حرمت ابداء زينت براى همجنسان است . يعنى اضافه به اعتبار تجانس و هم جنس بودن صورت گرفته و در واقع به نحوى اشعار به علّت دارد .
تقريب اين نظريه :
در تقريب اين نظر مىتوان گفت كه هم چنان كه آوردن وصف
« اللَّاتِي فِي
هامش
( 1 ) معروف است كه صاحب بن عبّاد نامهاى براى يكى از قضات قم نوشته بود كه در آن آمده بود : ايّها القاضى بقم ، قد عزلناك فَقُم » و قاضى مزبور گفته است كه من جرمى نداشتم ، انا قتيل القافيه ، يعنى عزل من براى آن بوده كه قافيهء سخنِ صاحب بن عباد درست شود . همچنين دربارهء دو فرد ارتشى به نام سالار افخم و سردار اكرم شعرى انشاء شده كه :آن دم كه شيپور عدو ، آواى زير و بم كند * سالار افخم خم شود ، سردار اكرم رم كندمرحوم آقاى والد - قدس سرّه - مىفرمودند كه اين افراد نيز از همان قتيل القافيهها به شمار مىروند .