براى مطلق نساء است ( ثبوتاً ) ، ولى حكم تنها براى مواردى كه غالباً تحقق خارجى مىيابد ، اثبات شده است . امّا اين امر تضيّقى در اصل حكم ثبوتى كه براى مطلق نساء ثابت است ، ايجاد نمىكند .
نقد استاد - مد ظلّه -
نمىتوان گفت كه ابداء زينت براى معاشرين براى نساء جنبهء غالبى دارد ، بلكه برعكس برخورد زنان با افراد غير معاشر در طول زندگى بسيار بيشتر از برخورد و تماس او با معاشرين و نزديكان است . معاشرين از قبيل اقوام و دوستان همواره عدّهء كمى از افرادى را كه زن با آنان مواجه مىشود ، تشكيل مىدهند . پس نمىتوان ذكر اين را از باب ذكرِ افراد غالب به شمار آورد و از باب « جرياً للغالب » دانست .
2 - اقوال كسانى كه مفهومى متضيق از « نِسائِهِنَّ »
را پذيرفتهاند :
نظر مرحوم آقاى خوئى - ره -
ايشان فرمودهاند كه مراد از نسائهن احرار از نساء مىباشد ، زيرا تقابل بين
« نِسائِهِنَّ »
و
« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »
كه با « او » عطف شده ، مىرساند كه اين دو با هم متقابلند . پس مراد از نسائهن حرائر خواهد بود .
نقد استاد - مد ظلّه
لزومى ندارد كه در عطف ، تقابل از نوع تباين وجود داشته باشد ، بلكه كافى است معطوف و معطوف عليه عامين من وجه باشند تا عطف صحيح و مفيد باشد .
مثلًا گفته مىشود اكرام علماء يا سادات واجب است . يا در خود آيهء شريفه آمده است :
« أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ »
و امكان دارد كه فردى هم پسر برادر باشد و هم پسر خواهر . بنابراين لزومى ندارد كه ميان طرفينِ عطف ، تباين كلى وجود داشته باشد و تباين جزئى ( عموم و خصوص من وجه ) كافى است .
بر اين اساس ، مىتوان فرض كرد كه مراد از
« نِسائِهِنَّ »
مؤمنات و مراد از
« ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ »
مملوكات باشد و تقابل آن دو نيز عموم و خصوص من وجه است .