أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ
» « 1 » و
« اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْيُوا نِساءَهُمْ »
« 2 » .
در تمامى اين آيات مراد از ( نساء ) قطعاً ازواج نيست و اضافهء زوجيت مراد نيست ، بلكه مراد اناث يا دختران مىباشد .
همچنين مراد از ( نساء ) در آيهء شريفهء
« وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ »
« 3 » ( در بارهء حضرت مريم ) زنهاى شوهر دار نيست ، بلكه معناى آيه تقدّم مريم ( ع ) بر تمامى زنان مىباشد . در آيهء شريفهء
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ . . . »
« 4 » نيز مراد از نساء المؤمنين تنها زنان همسردار نيست . در آيهء 31 نور هم - كه موارد حرمت ابداء زينت شمارش شده و از جمله
« نِسائِهِنَّ »
از آن موارد به شمار رفته - مقصود از اين تعبير نمىتواند ازواج ( / زوجات ) باشد ، زيرا به هنّ اضافه شده است . « 5 » بالاخره در آيهء 55 احزاب هم از جمله افرادى كه ورود آنها به خانهء اشخاص نياز به اجازه ندارد
« نِسائِهِنَّ »
ذكر شده كه مراد از آن زوجات نيست . بنابراين نمىتوان گفت كه ( نساء ) مضاف در قرآن كريم همواره به معناى ازواج به كار رفته است .
پاسخ حلّى :
در واقع عبده مرتكب خلطى شده است . توضيح مطلب چنين است : در اضافه به عام ، گاه مضاف اليه به نحو عام افرادى و موضوع به طور انحلالى لحاظ مىشود ، مانند
« نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ »
كه در آن حكم مذكور در آيه بر نساء هر يك از افراد يعنى زيد ، عمرو ، بكر و . . . به صورت انحلالى بار شده است . ولى گاه مضاف اليهِ عام ، انحلالى نيست ، بلكه عام مجموعى است و در واقع واحدِ ذو أجزاء
هامش
( 1 ) قصص : 4
( 2 ) غافر : 25
( 3 ) آل عمران : 42
( 4 ) احزاب : 59
( 5 ) تفصيل بحث در بارهء مفهوم « نسائهن » در ادامهء درس خواهد آمد .