نباشد و به تعبير نجاشى : يعرف و ينكر ، اين معنا البته خلاف ظاهر است ، ظاهر صحيح الحديث ، صحيح الخبر است نه صحيح الاخبار ، ولى براى جمع بين كلمات قوم مىتوان صحيح الحديث را چنين معنا كرد .
معناى ديگرى هم در اينجا براى عبارت نجاشى مىشود كه البته بعيد است و آن اين است كه مراد از يعرف و ينكر : يعرف من جهة حديثه و ينكر من جهة مذهبه باشد ، همانند بنو فضال كه در بارهء آنها وارد شده : خذوا ما رووا و ذروا ما رأوا « 1 »
به هر حال به نظر مىرسد كه ما بايد روايات سعد اسكاف را بپذيريم .
تذكر دو نكتهء رجالى كه مربوط به بحث فقهى نيست ، مفيد است :
3 - تذكر نكتهاى در رجال نجاشى :
در رجال نجاشى در بارهء وى گفته شده : كان قاضياً ، سعد اسكاف در كتب عامه هم مترجم است وى را نيز تضعيف كردهاند ولى هيچ كس به منصب قضايى وى اشاره نكرده با اين كه ترجمه مفصل حالات وى را آوردهاند و در روايات هم شاهدى بر قاضى بودن وى نيافتيم .
از اين رو ما احتمال مىدهيم كه كلمه قاضياً مصحف قاصّاً باشد . در ترجمهء وى در رجال كشى مىخوانيم : . . عن سعد الاسكاف قال قلت لأبي جعفر عليه السلام أنى أجلس فاقص و اذكر حقكم و فضلكم قال وددت أنّ على كل ثلاثين ذراعاً قاصاً مثلك « 2 »
كلمه قاصاً و قاضياً بسيار شبيه به هم نگاشته مىشده ، بخصوص با توجه به عدم پايبندي به نگارش نقطهها و محو شدن آنها در نسخه ، و احتمال تصحيف اين دو به هم بسيار طبيعى است .
پس بعيد نيست « قاضياً » در رجال نجاشى مصحّف قاصّاً باشد .
4 - تذكرى در بارهء معجم رجال الحديث
مرحوم آقاى خوئى مىفرمايند : بعيد نيست سعد بن طريف تا زمان حضرت
هامش
( 1 ) غيبة الطوسى ، بعد ذكر التوقيعات
( 2 ) رجال كشى : 215 / 384 .