بسيارى از موارد هم كه روايات صحيحه بوده ، از آنها به « خبر » تعبير نمودهاند ، از جمله در ما نحن فيه كه روايت صحيح عباد را ، خبر عباد تعبير نمودهاند و خلاصه مرحوم آقاى خوئى با تصحيح سند اين روايت ، بر خلاف نظر مرحوم سيد و مطابق متن روايت قائل به جواز نظر به نساء اهل بوادى و قرى مىشوند .
4 ) وجه استاد - مد ظله - نسبت به كلام مرحوم سيد و نيز روايت عباد بن صهيب :
ايشان مىفرمايند شايد ظاهر ، بلكه مقطوع اين است كه وجه اشكال سيد ايراد به سند اين روايت نمىباشد ، بلكه اشكال ايشان ، اشكال دلالتى است و اين اشكال در جواهر مطرح شده است ، و مرحوم سيد چون با كتاب جواهر بسيار مأنوس بوده ، بسيارى از كلامهايشان ناظر به كلام صاحب جواهر مىباشد و بعيد نيست كه در اينجا هم مراد سيد از اشكال ، همان اشكال دلالتى است كه صاحب جواهر مطرح نمودهاند .
اما بيان اشكال دلالتى روايت عباد بن صهيب :
در به دو امر ممكن است حكم مذكور در روايت و تعليل آن كمى بىارتباط جلوه كند ، چرا كه روايت ، علت جواز نظر مرد به اين گونه زنان را اين امر دانسته كه چون اگر آنها مورد نهى واقع شوند ، ترتيب اثر نمىدهند ، پس اين امر مصحح اين مىشود كه شخص خلاف شرع بكند و به آنها نگاه كند ، و آيا مىتوان گفت مذاق شرع در اين موارد و ساير موارد مشابه اين است كه اگر طرف مقابل نهى از منكر را نپذيرفت ، پس مكلف شرعاً بتواند به صرف نپذيرفتن او ، امرى را كه فى حد نفسه مبغوض شرع است مرتكب شود .
بديهى است كه تعليل مذكور به تنهايى ، تمام دليل نمىباشد ، بلكه اين تعليل داراى مقدمهاى است كه به علت وضوح آن بر مخاطب در كلام ذكر نشده است .
حال اين مقدمه مطويه مىتواند اين گونه باشد كه در اين مواردى كه به طور طبيعى نظر به آنان مبتلا به مردان مىباشد ، اگر بازهم نگاه كردن حرام باشد ، موجب تعطيلى كسب و كار روزانه مردان مىشود ، و اين قطعاً موجب عسر و حرج شديد