باديهنشين و روستائيان از حيث حكم مانند نساء اهل ذمه مىباشند ، و ليكن ايشان در اختيار نمودن اين قول به صورت مطلق استبعاد نموده و تنها اين حكم را در اقسام خاصى از آن جارى مىدانند ، و آن موردى است كه به خاطر تردد در بازارهاشان و ارتباط آنها ، نگاه به آنها مىافتد كه اين صورت را ايشان اشكال نمىدانند .
2 ) كلام مرحوم آقاى حكيم درباره روايت جواز نظر به نساء اهل بوادى و تفسير كلام سيد پيرامون نظر ايشان :
مرحوم آقاى حكيم ابتدا تعبير « و هو مشكل » در كلام مرحوم سيد را اين گونه تفسير مىكنند كه چون مرحوم سيد سند روايت عباد بن صهيب را - كه در آن تصريح به جواز نظر به نساء اهل بوادى و قرى شده است - به دليل عباد معتبر نمىدانند ، لذا به جهت فقدان دليل معتبر ديگر به جواز نظر ، حكم به آن را مستبعد دانستهاند . سپس ايشان سند اين روايت را با مبناى خودشان اين گونه تصحيح مىنمايند كه عباد بن صهيب گرچه توثيق صريحى از او وارد نشده است ، و ليكن چون راوى از او حسن بن محبوب كه يكى از اصحاب اجماع است مىباشد ، و بدليل اينكه اصحاب اجماع لا يروون الا عن ثقة ، لذا قرينهء عامى بر وثاقت وى داريم ، پس نظر سيد ( ره ) قابل دفع مىباشد .
3 ) كلام آقاى خوئى نسبت به تفسير عبارت مرحوم سيد و نيز روايت عباد بن صهيب :
آقاى خوئى هم مانند مرحوم آقاى حكيم ، « و هو مشكل » را ناظر به اشكال سندى روايت عباد دانسته ، و سپس به مانند ايشان در صدد توجيه صحت سند برآمده و ليكن بر خلاف ايشان جهت تصحيح سند راه ديگرى را انتخاب نمودهاند و آن اثبات وثاقت عباد از طريق كلام نجاشى مىباشد ( توثيق خاص ) . ايشان منشأ اشتباه را اعتماد به كلام صاحب جواهر دانسته و مىفرمايند : مرحوم صاحب جواهر چون تقيدى به دقت در به كارگيرى اصطلاحات رجالى نداشتهاند ، و در