ولى در نقل كافى اين تعبير نيامده است . نقش و تأثير اين اختلاف نقل با توضيحى كه در بند ( ب ) داده شد ، آشكار مىشود .
د ) در برخى نسخ كافى در بيان تعليل ضماير مذكّر آمده : « لأنَّهُم إذا نُهوا لا يَنتهوا » ، ولى در نسخ ديگر كافى ( از جمله نسخهء مطبوع با تحقيق آقاى غفّارى « 1 » ) و نيز روايت فقيه و علل آمده : « لأنَّهُنَّ إذا نهين لا يَنتَهين » . ولى اين اختلاف مهم نيست . زيرا هر چند مراد نساء اهل تهامه و . . . هستند ، ولى چون ضمير به « اهل » رجوع مىكند ، به اعتبار لفظ مىتواند مذكّر باشد .
ح ) در عبارت فقيه آمده : وَ الْمَجنونة الْمَغلوبة لا بَأس بِالنَّظر إلى . . . كه و المجنونة ، مبتدا و لا بأس خبر آن بوده و دلالت آن آشكار است و به وضوح مىرساند كه تمامى بدن او ( حال با عورت يا بدون عورت ) جايز النّظر است و اختصاصى به شعر و . . . ندارد ، بخصوص اين كه بسا شخص ديوانه بدون لباس باشد . امّا در نقل كافى آمده كه :
« وَ الْمَجنونة وَ الْمَغلوبة عَلى عَقلِها وَ لا بَأس . . . » بنابراين لا بأس نمىتواند خبر براى المجنونة باشد ، زيرا بر سر آن « واو » آمده است . بر اين اساس ، در عبارت كافى دو احتمال وجود دارد : يكى اين كه مفاد جملهء لا بأس ( و ضمير شعرها و جسدها ) به مجنونه برگردد و ديگر آنكه به تمام مذكورين ( اهل تهامه و . . . ) بازگشت كند . بنابر احتمال دوم مراد اين است كه مجنونه و مغلوبه على عقلها ( كه ظاهراً عطف تفسير باشد ) نيز همان حكم اهل تهامه و اعراب و . . . را دارند و مىتوان به شَعر و جسد آنان نگاه كرد . امّا بنابر احتمال اول جواز نظر به شعر و جسد اختصاص به المجنونة دارد ، همچنانكه نقل صدوق در فقيه و علل نيز داراى چنين ظهورى است .
3 ) مرجّحات نقل كلينى در كافى و نتيجهگيرى :
همچنان كه روشن شد ، تشخيص اين كه كداميك از اين نقلها متن اصلى روايت
هامش
( 1 ) از جمله نسخى كه ما در اختيار ايشان قرار داديم تا كتاب كافى تحقيق شود ، نسخهاى بود كه نزد مجلسى اول قرائت شده و حاوى اجازهء مفصّلى بود . اين نسخه از جمله كتب مرحوم ميرزاى قمى بود كه توسط نوادگان ايشان داده شده بود .