اين بود ، حكومت ابو بكر و عكس العمل خليفه در برابر چنين ظلمى كه حتى حاضر نمىباشد كوچكترين عكس العملى نشان دهد ، حدالاقل خالد را نهى از منكر و امر به معروف كند ، او حاضر است به خاطر حكومت و رياست هرگونه ظلمى را ناديده گيرد . كه اين يكى از هزاران موردى بود كه ما ذكر كرديم ، .
اما گذرى كنيم بر حكومت امير المؤمنين ، تا واضح شود چه ظلمهائى به خاطر غصب حق مسلّم على عليه السّلام بر انسانيت شد ، و چه خونهائى به ناحق ريخته شد .
وقتى بر حضرت امير المؤمنين مىرسد كه عمال معاويه بر شهر انبار تاختهاند ، و خلخال و دستبند از دست يك زن غير مسلمان به يغما بردهاند حضرت چنين فرمود :
به من خبر رسيده كه مردانى از سپاه آنان بر زن مسلمان يا غير مسلمان كه معاهده زندگى در جوامع اسلامى ، آسايش او را تأمين نموده است ، هجوم برده خلخال از پا و دستبند از دست آنان در آوردهاند . گردنبند و گوشواره آنان را به يغما بردهاند ، اين بينوايان در برابر آن غارتگران جز گفتن
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »
و سوگند دادن به رحم يا طلب رحم و تحريك دلسوزى آنان چارهاى نداشتند . . . » « فلو انّ مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندى جديرا » .
( اگر پس از چنين حادثه دلخراش مرد مسلمان از شدت تأسف بميرد ، مورد ملامت نخواهد بود ، بلكه در نظر من مرگ براى انسان مسلمان