تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
نقش خالد و پيروزيهاى او بود . بر همين جهت به شكايت ابو قتاده ترتيب اثر نداد ! ! ! و حاضر نشد ابو قتاده اين سخنان را در مورد خالد بگويد ! ! و از اين‌رو ابو قتاده ، عمر ابن خطاب را ملاقات كرد ، و داستان را براى او نقل كرد : عمر نزد ابو بكر رفت و از وى خواست كه خالد را عزل كند . و اظهار داشت كه از شمشير خالد ظلم و فساد مىبارد ، و خواست كه خالد را بازداشت كند . ولى ابو بكر هيچكدام از حكام خود را بازداشت نمىكرد . سپس ابو بكر خطاب به عمر گفت : اى عمر ! بس است . خالد حكم خدا را تأويل كرد و اشتباه نمود ! زبانت را از نكوهش بازدار ! . . . اى عمر من شمشيرى كه خداوند بر سر كفّار بران نموده است . به غلاف نمىكشم ! ! ! اين بود يكى از اجتهادات و جنايات ابو بكر . خالد مسلمانى مثل مالك ابن نويره را كشته است ، و با زنش زنا نموده است ولى ابو بكر هيچ عكس العمل نشان نمىدهد ، حتى اين شخص را كه قرآن فاسقش خوانده به گفته عمر از شمشيرش ظلم مىبارد - از منصبش عزل نمىكند ، و به اين خوشحال است كه خالد مخالفين او را سركوب مىكند ، و او در تحت شمشير خالد و امثال او بر مسند خلافت تكيه زده است ، و به همين خاطر است كه خليفه ، فاسقانى مثل خالد و ضرار ابن اوزر كه شراب‌خوار و اهل فسق و فجور بودند بر جان و مال و ناموس مسلمين مسلط مىكند . اين است ثمرات حكومت غير معصوم ، و كسى كه مست مقام رياست است حاضر است كه به خاطر رسيدن به اين مقام قرآن و سنت پيامبر را زير پا گذارد . كه صفحات تاريخ از اين‌گونه جنايات ، ابو بكر و اتباع وى سياه است .