به جهت تأثر از اين فاجعه امرى شايسته و بايسته است . « 1 »
ابو بكر و اتباع وى براى بدست آوردن قدرت چند روزى دنيا حاضر هستند و هرجنايتى را مرتكب شوند و على بن ابى طالب ندا مىدهد : « و اللّه لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها على ان أعصى اللّه فى نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلت » . به خدا قسم اگر حكومت اقاليم هفتگانه را با آنچه كه در زير افلاك آن اقاليم است به من دهند در برابر اينكه خدا را با كشيدن پوست جوى از دهان مورچهاى معصيت كنم من اين كار را نخواهم كرد ) . « 2 »
شجاعت خليفه
از ابو بكر پيش از مسلمانيش واقعهاى نمىتوان يافت كه دلالت بر شجاعت او كند و همچنين بعد از اسلامش با آنكه در بسيارى از غزوات شركت داشته ولى تاريخ از شجاعت و دلاورى وى چيزى سراغ ندارد ، در اين جنگها حتى يك بار هم نشده كه وى كوچكترين جراحتى به دشمنان وارد سازد ، با اينكه در بعض جنگها بر پيامبر 70 زخم شمشير وارد شده ولى جناب خليفه در دفاع از پيامبر هيچ نقشى نداشته است و تاريخ شجاعتى براى ايشان نقل نكرده است . نهتنها شجاعتى از وى به خاطر ندارد بلكه فرار او را در جنگ از ياد نبرده است ، آرى او و رفيقش عمر در جنگ خيبر بود كه از ميدان نبرد گريختند « ابن ابى الحديد معتزلى » در قصيدهء علويهء خود در اين مورد مىگويد :
هامش
( 1 ) - خطبه 27 نهج البلاغه .
( 2 ) - خطبهء 222 نهج البلاغه .