از مسلمين مىپرسيد ، گاهى مىشد گروهى نزد وى جمع شده هر كدام نظريهاى مىدادند ، . . . و اگر چيزى يافت نمىشد سران و نيكان مردم را جمع مىنمود و در خصوص مسئله با آنان مشورت مىنمود . . . » « 1 »
اين بود شيوهء خليفه در دادرسى ، چگونه كسى كه مىخواهد جاى ته پيامبر را پر كند به سادگى مىپذيرد آئيننامههاى ارجمند پيامبر را از مردم بپرسد ، و از كسانى جواب مسئله را فراگيرد كه خود را خليفهء آنان مىداند . در ميان دادرسىهاى خليفه به رويدادهائى بر مىخوريم كه همگى مىتواند روشنگر ميزان دانش وى باشد .
جهل خليفه درباره سهم ارث مادربزرگ
از قبيصه پسر ذؤيب نقل شده : كه مادربزرگى به نزد ابو بكر رفت ، در مورد سهم ارث خود سئوال نمود كه از نوهاش چه اندازه ارث مىبرد ؟ خليفه جواب مىدهد ، در قرآن براى تو سهمى نيافتم و در سنت پيامبر هم نمىدانم تو سهمى دارى يا نه ، اينك برگرد تا از مردم بپرسم . . . » « 2 »
جنايت خالد بن وليد و حمايت ابو بكر
قصهء مظلوميت مسلمانى مثل مالك ابن نويره لكهء ننگى بر دامن ابو بكر در صفحات تاريخ ماندگار است ، از اين ماجرا ميزان شخصيت ابو بكر و اتباع وى را مىتوان معين نمود .
اين ماجرا در بطاح ( نقطهاى از سرزمين مالك ابن نويره ) واقع شد در آن روز فرماندهى كل قواى اسلام از طرف ابو بكر به فاسقى مثل
هامش
( 1 ) - سنن دارمى ج 1 / 58 .
( 2 ) - الموطأ للمالك ج 1 / 335 مسند احمد ج 4 / 242 سنن بيهقى 6 / 234 .