سخن مىگويم اگر درست بود كه از خداست ، و اگر اشتباه بود از من و شيطان است - خدا و رسول او از شيطان بيزارند - به گمانم به فاميلهاى هرشخص بجز پدر و مادر او كلاله مىگويند . « 1 »
وقتى بعد از ابو بكر رفيقش به خلافت رسيد از معنى كلاله سئوال مىكنند مىگويد من شرم دارم چيزى را كه ابو بكر گفته رد كنم .
از اين مطالب به خوبى ميزان اطلاع خليفه از قرآن معلوم مىشود .
چهقدر مايه تعجب و شگفتى است كه خليفه رسول اللّه از ترجمهء قرآن هم بىاطلاع مىباشد آنوقت چنين شخصى چگونه مىخواهد جوابگوى مسائل مسلمين باشد و جاى خالى پيامبر را پر كند .
شگفتآورتر از اين ، گفتار برخى از نويسندگان است كه براى حفظ آبروى خليفه دست به توجيهات و علتتراشى براى جهل خليفه زدهاند ، يكبار گفتهاند ، كلمه « ابّ » عربى نبود لذا خليفه معنى آن را نمىدانست يكبار گفتهاند ، خليفه احتياط مىنمود و معنى آنها را نمىگفت .
واضح است اين توجيهات جز آبروريزى فايده ديگرى نخواهد داشت .
ميزان علم او به سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
براى معلوم شدن ميزان علم خليفه در سنت پيامبر كافى است بدانيم كه امام احمد بن حنبل در كتاب مسند خود فقط 80 حديث از خليفه نقل مىكند ، و از اين 80 حديث 20 موردش تكرارى است كه با حذف اينها فقط 60 حديث از ابو بكر نقل شده است .
هامش
( 1 ) - سنن دارمى ج 2 / 365 سنن بيهقى ج 6 / 223 .