خليفه خود را لايق مقام خلافت مىدانست ؟
كجايند آزادمردان بشر اين ظلم را مشاهده كنند كه چنين شخصى جانشين پيامبر شده . اما آنكه باب علم بود ، با صداى رسا مىگفت « سلونى قبل ان تفقدونى » ( سئوال كنيد از من قبل از آنكه من از بين شما بروم ، به راههاى آسمانها مسلطتر و آگاهتر از طرق زمين هستم . ) و كسى كه تورات را بهتر از اهل تورات ، انجيل را بهتر از اهل انجيل . . .
مىدانست . بيل به دستش دهند تا مشغول كشاورزى باشد ، آيا اين ظلم به بشريت نمىباشد . . . ؟ !
با اين مطالب جواب گزافهگويانى كه ادعاى اعلميت ابو بكر را مىكنند معلوم مىشود ، چگونه كسى مىتواند اعلم باشد كه نه ترجمه ظاهر قرآن بلد است و از سنت پيامبر فقط 104 حديث ياد گرفته است ، آنهم چه احاديث كه نوشتن آنها جز سياهكردن كاغذ فائدهاى ديگر ندارد . و لكهء ننگى است بر دامن خليفه و تاريخنگاران كه چگونه اين احاديث جعلى را بر پيامبر نسبت دادهاند . به عنوان نمونه يكى از احاديث جناب خليفه ذكر مىشود :
قال ابو بكر : ان رسول اللّه أهدى جملا لابى جهل ( رسول خدا به ابو جهل يك شتر هديه كرد ) .
اين حديث را مقايسه كنيد با خطبههاى نهج البلاغه ، تا ميزان علم و آگاهى خليفه واضح شود . به خاطر همين كاستى علم خليفه است كه ميمون پسر مهران مىگويد : اگر كسى منازعه يا مسألهاى پيش خليفه مىبرد ، اگر چيزى از قرآن يا سنت پيامبر مىدانست طبق آن قضاوت مىنمود و اگر چيزى نمىيافت بيرون آمده و جواب مسئله را
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 264
مساهمون: مهدى لطفى
ص٢٦٤