فردا ، عامل ابو بكر ( خالد بن وليد ) به حمايت خليفه سر مالك ابن نويره را به تيغ مىزند ، و ناموس او را به كابين خود در مىآورد . « 1 » فردا روز غارت اموال مردم است ، فردا در نماز ، خليفه با خالد قرار ترور على عليه السّلام را دارد . « 2 »
فردا ، براى اعتلاى دين اسلام و قرآن ، قرآن ناطق امير المؤمنين على عليه السّلام را با تيغ اجتهاد سر مىزنند . « 3 »
فردا ، حسن بن على عليه السّلام از خنجر كينهتوزان در بستر درد مىنالد ، فردا سبط نبى با جگرهاى پارهپارهء خويش نجوا دارد .
فردا ، سر حسين عليه السّلام در طشت طلا ، از خليفه ضربت عصا مىخورد ، فردا دخت پيامبر را هامونبههامون مىگردانند .
خلاصه ، فردا ، فرداى خزان باغ نبى است ، فردا . فرداى آن كفن فروش بداخلاق ، و آن دلال چهارپا و آن بزار خودخواه بىمروت و خالدها و مروانها مىباشد ، فردا روز سلطهء شجرهء ملعونهء بنى اميّه و فرزندان طلقاست .
فردا ، فرداى غربت دين پيامبر است . فردا و فرداهاى ديگر وليدها با حمايت اربابان خود ، مست و مخمور ، در نماز جماعت امامت كنند . « 4 »
فردا ، خليفه ، زناكار ثقيف ( مغيرة بن شعبه ) را بر ناموس بصره مسلط مىكند فردا مغيرة ابن شعبهها پس از زنا با امثال ام جميل به
هامش
( 1 ) - الغدير ج 7 / 106
( 2 ) - الغدير ج 7 / 77
( 3 ) - الغدير ج 3 / 190 - 191
( 4 ) - الغدير ج 8 / 120