محراب مسجد آمده و اظهار تقدس كنند . « 1 »
فردا ، روز تلاش افسانهپردازان است . فردا ، معاويه روات را براى ساختن اكاذيب ، به كاخ خضرا فرا مىخواند . « 2 »
فردا خليفه سوگند ياد مىكند كه نام پيامبر را هم دفن كند . « 3 »
الغدير : جواب ياوهسرايان هواپرستى چون ابن تيميه و موسى جار اللّه و عبد اللّه قصيمى مىباشد ، كه شيعهاى را كه در توحيد خطبههاى توحيدى نهج البلاغه دارد ، و دعاى عرفه دارد ، تعليمات توحيدى امام صادق و امام باقر دارد ، و اعمال خود را بدون قصد قربت صحيح نمىداند ، و ذبيحه را بىذكر اسم خدا حلال نمىداند ، كافر معرفى مىكنند ؛ اين هواپرستان گويى از اعتقادات كفرآميز خود خبر ندارند ، كه خدا را هرسال به زيارت قبر احمد ابن حنبل مىآورند . « 4 »
« الغدير » جواب آن اشخاص هواپرست و رياستطلب ، و بىفضلان مسمى به فضل مىباشد ، كه بعد از هزار و چهار صد سال دوباره قصد آتش زدن در خانهء رسالت را دارند . آتش اينها بر نوك قلم و سر زبانشان است ، كه از كينهاى باطن شعلهور شده است . اينان از بقاياى خوارج و نهروان مىباشند ، كه حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : بقاياى اينها دزدان سر گردنه مىشوند . اينان دزدان اعتقاد و افكار مردم هستند كه با لباس دوست وارد ميدان شدهاند .
الغدير . . . . . . .
هامش
( 1 ) - الغدير ج 6 / 137
( 2 ) - الغدير ج 11 / 73
( 3 ) - الغدير ج 10 / 283
( 4 ) - ج 5 الغدير ص 199 به نقل از مناقب احمد ص 607