الغدير ، الغدير ، الغدير ! ! !
« الغدير » را الغديرش ناميدند براى تبرك ، و گرنه اقيانوس است ، يك اقيانوس متلاطم و بىكران ، درونش پر از گوهرهاى گرانبها است كه در اعماق آن مىدرخشد الغدير غديرى است كه در پى آن درياها و اقيانوسهاى علم جارى است ، اقيانوسى از علم و دانش آميخته با خلوص و صفايى بىپايان . « الغدير » خرمنى از حقايق و دلائل تابناك و استوار حقانيت آئين مقدّس جعفرى است .
« الغدير » نتيجه يك عمر كوشش و مجاهده ، و مطالعه و تفحص و تحقيق و تتبع عميق و مبتكرانه براى يافتن گوهرهاى پراكندهء در كتابخانهها و كتب اهل سنت است . و به تحقيق مىتوان گفت در عالم علم و ادب تاكنون چنين تحقيق دقيق و تتبع عميق كمتر سابقه دارد .
« الغدير » گمگشتگان وادى حيرت و جهالت را به سايههاى دامن گستر خود فرا مىخواند تا در سايههاى آن از گمراهى و حيرت نجات يافته و دمى بياسايند .
« الغدير » يكى از شاهكارهاى علمى عصر حاضر و دائرة المعارف آئين تشيّع مىباشد .
« الغدير » پالايش داستان اسلام از جعليات قصهگويان هواپرست و مغرض است .
« الغدير » شكوائيه آن عزيزى ( على عليه السّلام ) است كه خارى در چشم و استخوانى در گلو داشت .
« الغدير » زبان سيلى خوردن اسلام از نيام خاموشى برآهيخته است .
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: مهدى لطفى
ص٢٢